حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 233
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
باعث اختلال شدند در اين حال اعراب مجبور شدند پياده جنگ كنند و ابو عبيد حمله به فيل سفيدى برده به او زخمى زد و فيل او را زير پاى خود گرفت پس از آن بهرهمندى با ايرانيها شد و سرداران لشگر عرب كشته شدند در اين جنگ تلفات مسلمين چهار هزار نفر بود زيرا بعد از جنگ سه هزار نفر از سان گذشتند و دو هزار نفر بمدينه مراجعت نمودند مثنى پس از چندى از زخمى كه در جنگ پل برداشته بود فوت كرد و مسلمين بر اثر اين شكست ساحل يمين فرات و صفحات مجاور را از دست دادند ولى بعد جنگى در بويب بين ايرانيها و مسلمين روى داد كه اعراب فاتح شدند و ولايات مذكوره به آنها برگشت ( 14 هجرى ) در 14 هجرى ( 635 م . ) عمر از كارهاى شام فراغت يافت و چون توقّف قشون زياد در سوريّه لازم نبود در تهيه جنگ با ايران گرديد سعد بن ابى وقّاص بسر كردگى انتخاب شد و لشگرى از سى هزار نفر عرب تهيّه نمود يزدگرد هم لشگرى در تحت رياست رستم فرّخ هرمز ( يا فرّخزاد ) بياراست ( عدهء آن را يكصد و بيست هزار نفر نوشتهاند ) در همان سال عمر سفارتى كه مركّب از دوازده نفر عرب بود بدربار ايران فرستاد در ورود به تيسفون ظاهرشان باعث سخريّه بود ولى يزدگرد آنها را با احترام پذيرفت زيرا مقارن اين اوان مسلمين دمشق را فتح كرده بودند يزدگرد پرسيد : مقصودتان چيست گفتند بايد اسلام بپذيريد يا جزيه دهيد شاه در جواب با نظر حقارت به آنها نگريسته و اشاره به لباس آنها كرده گفت شما مردمى هستيد كه سوسمار ميخوريد و بچههاى خودتان را ميكشيد ( قبل از طلوع اسلام عادت اعراب بر اين بود كه دختران خود را زندهبگور ميكردند ) مسلمين جواب دادند كه ما فقير و گرسنه بوديم ولي خدا خواسته غنى و سير باشيم حالا كه شمشير را اختيار كردهايد بين ما و شما حكم او است