حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 230

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

حيره و غسّان و غيره ) و در كلده قديم و بين النّهرين هم محلهاى عرب‌نشين زياد بود ولى نهضت واقعى و بزرگ اعراب بخارج شبه جزيره عربستان بعد از طلوع اسلام يعنى از ربع دوّم قرن هفتم ميلادى شروع شد . مسلمين در اين نهضت بزرگ خود با دو دولت نامى آن زمان مواجه شدند دو دولتى كه دو آقاى دنياى آن روزى بودند « 1 » يكى امپراطورى روم و ديگرى شاهنشاهى ايران در اين ممالك زمينه براى فتوحات مسلمين مهيّا بود چه هردو از جهت جنگهاى متواتر متمادى با يكديگر در حال انحطاط بوده رمقى نداشتند اما اعراب مردمانى بودند تازه‌نفس و معتاد به سختيها و مشقّتهاى صحراگردى در كوير عربستان و داراى مذهبي كه اصول برابرى و برادرى را بين آنها ايجاد و از خودگذشتگى و فداكارى را باعلي درجه تشويق مينمود چه اجر كشتن و كشته شدن را بهشت برين قرار ميداد با صرف‌نظر از غنائم و ذخائر بىشمار كه در صورت فتح از خزانه اين دولتهاى قديم بتصرّف فاتحين درميآمد اين بود كه نهضت عرب كارى كرد كه سابقه نداشت شاهنشاهى ساسانيان واژگون شد - امپراطورى بيزانس تقريبا تمام مستملكات خود را در آسيا و افريقا فاقد گرديد و مسلمين دولتى تشكيل نمودند كه از ماوراء سيحون تا جبل طارق امتداد داشت در اينجا سئوالى پيش ميآيد كه ايران در آن زمان چه حالى داشته ؟ در چند كلمه ميتوان آن را توصيف كرد ايران اين زمان درست فاقد تمام چيزهائى بود كه مزاياى مسلمين محسوب ميشد زيرا آنچه در ايران آن زمان ديده مىشود اين است : 1 - هرج‌ومرج عقايد از جهت تشتّتات مذهبي چنان كه در فصل دوّم اين باب بيايد 2 - هرج‌ومرج سياسى و نفوذ فوق العاده نجباء و روحانيّين و فقدان شاه مجرّب و قوى الاراده كه زمام امور را بدست گرفته اصلاحاتى بنمايد بهترين دليل اين وضع تغيير دوازده شاه است در مدّت چهار سال

--> ( 1 ) - فرى دريخ زارّه صنايع ايران قديم