حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 229

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

آن در ظرف چهار سال دوازده نفر بتخت نشسته پس از چندى خلع يا كشته شدند . محقّقين اسامي اشخاصى را كه بعد از آزرميدخت به تخت نشستند چنين ذكر كرده‌اند : هرمز پنجم ( 631 م . ) خسرو چهارم ( 631 م . ) فيروز دوّم ( 631 م . ) خسرو پنجم ( 631 م . ) يزدگرد سوم ( 632 م . ) دو نفر اوّلى نوه خسرو پرويز و دو نفر دوّمى نوه خسرو اوّل انوشيروان بودند از وقايع زمان اين سلطنت‌ها راجع بسياست خارجه صلح قطعى است كه بوراندخت با هرقل نمود و نصيبين براى ايران بماند سى و پنجم - يزدگرد سوم - ( يزدكرت ) در 632 به تخت نشست نسب او درست معلوم نيست طبرى گويد كه پسر شهريار ( يعنى نوهء خسرو پرويز ) و از مادر زنگى بود و چون كسى را از خانواده سلطنت نيافتند ناچار او را بر تخت نشاندند وقتى كه يزدگرد بشاهى رسيد تمام آثار انقراض پديدار و با اين حال يزدگرد جوان و بىتجربه بود و كسى هم از خاندان سلطنت بواسطه كشتار قباد نبود تا بوى كمك كند نهضت عرب به طرف ايران مقدّمه - چنان كه در ضمن تاريخ عيلام گفته شد شبه جزيره عربستان از عهد بسيار قديم دفعه‌اى در هرچند قرن مردمانى از خود بيرون داده كه ممالك مجاور را گرفته و دولتهائى تشكيل نموده‌اند مانند مردمان سامى نژاد كه در عهد بسيار قديم بمملكت سومريها و اكدّيها هجوم آورده دولتهائى در رأس خليج فارس و در بين النّهرين تأسيس كردند و كلدانيها كه بعد از آنها به بين النّهرين آمدند و آراميها كه در قرن سيزدهم ببابل و آسور حمله برده بعد بشامات رفتند بعد از آنها نوبت باعراب رسيد اينها هم از دير زمانى به طرف سوريّه و كلده قديم و بين النّهرين متوجّه شده دولت‌هاى كوچكى در عربستان شمالى مجاور سوريّه و فرات تشكيل نموده بودند ( مانند