حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 199
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
خسرو در سر تخت سلطنت به اين ترتيب قطع شود كه تاج را در ميان دو شير بگذارند و هركدام از دو رقيب كه آن را برداشت شاه باشد و بهرام موفّق شد در زمان اين شاه مردم صحراگرد جديدى بايالات شمال شرقي ايران و باختر هجوم آوردند براى فهم مطلب لازم است بخاطر آريم كه در 163 ق م . مردمانى موسوم به يوئهچى فشار به سكهائى كه بين جيحون و سيحون بودند داده آنها را بباختر راندند پس از آن در 130 ق . م . باختر را از آنها گرفتند و سكها به طرف ممالك مجاور باختر از طرف جنوب متوجّه شدند طايفهاى از يوئهچىها موسوم به كويشان طوائف ديگريرا در ازمنهء بعد مطيع نموده دولتى تشكيل دادند كه موسوم بكوشان شد و روميها براى اينكه فشارى بايران وارد آرند با آنها روابطى داشتند مقارن اين زمان ( 425 م . ) باز از ماوراء جيحون مردمى بمملكت كويشان حمله كردند اين مردم با يوئهچىها قرابت داشتند چينىها آنها را ( يزا ) و رومىها هفتاليت و مورّخين ايرانى هياطله ناميدهاند تصوّر ميكنند كه اين اسم رومى و ايرانى آنها از كلمه يتاليت مىباشد كه به معناى رئيس است اينها را هونهاى سفيد نيز ناميدهاند هياطله مردمي بودند خيلى قوى و تازهنفس پيدايش آنها در اين طرف جيحون و اشغال باختر وحشتى در شرق توليد كرده بود ( 425 م . ) و ايرانيها از تاختوتاز آنها در اضطراب بزرگى بودند امّا بهرام براى اينكه حركت خود را به طرف شمال و شرق ايران پنهان بدارد اوّل متوجّه آذربايجان شد و بعد در نهان شبها حركت كرده با سرعت حيرتانگيزى خود را بهياطله رسانيد و در طليعه صبح جنگى با آنها كرده خاقان آنها را كشت و غنائم زياد برگرفت بعد هياطله را تا جيحون تعقيب كرد و از رود مزبور گذشته چنان ضربتى به آنها وارد نمود كه تا بهرام سلطنت داشت ديگر به طرف ايران نيامدند تاج خاقان هياطله كه جزو غنائم جنگى بود زينت آذرگشتاسپ آتشكده معروف شهر شيز گرديد « 1 »
--> ( 1 ) - شيز همان گنزك است آذربايجان آن زمان دو كرسى داشت : گنزك و اردبيل گنزك تخت سليمان امروزى است .