حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 198

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

دولت از طرف ايران نگراني نداشت حتّى بعد از اينكه امپراطور سفارتى بدربار حامي خود فرستاده خواهش كرد كه نسبت به مسيحيان مقيم ايران توجّهى بشود يزدگرد سفير مزبور را كه از روحانيّين بلندمرتبه بود گرم پذيرفت و رفتار خود را نسبت بمسيحيان تعديل نموده راجع بآزادى عيسويان ايران در بنا كردن كليسياها و پرستش مسيح فرمانى داد ( 409 م . ) مقارن اين زمان دولت بيزانس سخت در فشار مردمان قوى و تازه‌نفس شمالى بود اين مردمان كه از طوائف مختلفه بودند در اثر فشار هونها همواره بقسمت غربى و شرقى روم حمله مينمودند چنان كه در سال 410 م . شهر روم پايتخت دولت هزار ساله روم غربى بدست آلاريك نامي افتاد مورّخين عقيده دارند كه در اين زمان يزدگرد به سهولت ميتوانست بقيّه بين النّهرين و نيز شامات و آسياى صغير را تصرّف نمايد و ليكن صلح‌طلبى يزدگرد و دوستى كه آركاديوس نسبت به او اظهار ميكرد مانع از جنگ ايران با بيزانس گرديد شهر يزد را از بناهاى يزدگرد ميدانند جهت فوت او معلوم نيست موافق روايت ايرانى در نزديكى درياچه سو ( چشمه سبز نيشابور ) از لگد اسب آبى مرد و ليكن بعضى گمان ميكنند كه از سوء قصد فوت كرده ( 420 م . ) بعد از يزدگرد پسرش شاپور كه در ارمنستان حكومت داشت خواست بجاى پدر بر تخت نشيند ولى ديرى نگذشت كه بزرگان نجبا او را كشته يكى از خويشان يزدگرد را كه خسرو نام داشت به تخت نشاندند پانزدهم - بهرام پنجم ( گور ) كه در نزد نعمان ملك حيره « 1 » در قصر خورنق تربيت يافته بود به تقويت منذر بن نعمان به تخت نشست موافق روايت ايرانى قرار شد نزاع بهرام و

--> ( 1 ) - حيره شهرى بود در يك فرسخى كوفه اسم آن را آرامى ميدانند و بمعنى چادرها است بناى اين محل را به بخت النصر نسبت ميدهند در زمان ساسانيان در اينجا ملوك لخمى سلطنت داشتند و دست‌نشانده ايران بودند خسرو پرويز در 602 اين سلسله را منقرض و حاكمى در آنجا معين كرد بعد از اينكه حيره بدست مسلمين افتاد از جهت بناى كوفه تنزل يافت و قبل از قرن دهم م . يا چهاردهم هجري بكلّى از ميان رفت .