حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 194

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

روز سوّم ايرانيها از جبهه و از عقب بقشون رومى حمله بردند و در حينى كه يوليان از يك نقطه بنقطه ديگر براى فرماندهى ميرفت يكى از سپاهيان ايران زوبيني به طرف او پرتاب كرد كه كار او را بساخت بعد از فوت يوليان يكى از صاحبمنصبان رومى يويان « 1 » بسردارى قشون انتخاب و تمام توجّه او بر اين مصروف شد كه قشون رومى را از منطقه حملات لشگر ايران بيرون برد اين حملات بقدرى پىدرپى و شديد بود كه سپاهيان رومى يگانه چاره را در گذشتن از دجله بشنا و ديده خودشان را در دجله انداختند پس از آن چون قشون ايران از جنگ با روميها خسته شده بود شاپور تكليف صلح كرد و روميها آن را با شعف پذيرفتند شرايط صلح چنين بود : اول پنج ولايتى كه در زمان نرسى بروم واگذار شده بود بايران مسترد شد دوّم نصيبين بايران برگشت و سنجار نيز سوّم قسمت شرقى بين النّهرين متعلّق بايران گرديد چهارم دولت روم اعتراف كرد كه ارمنستان خارج از منطقهء نفوذ روم است ( 363 م . ) اين عهدنامه كه براى ايران بسيار مفيد بود مقام ارجمندى براى شاپور در تاريخ ذخيره كرده زيرا مورّخين به اين عقيده‌اند كه از زمان اسكندر تا اين وقت هيچگاه ايران باينمقام بلند نرسيده بود و شاپور را از اين جهت و بسبب فتوحات ديگر او كبير خوانده‌اند . استرداد ولايات واقعه در آن طرف دجله برومىها گران آمد بخصوص از دست دادن نصيبين كه قلعه محكم روميها در شرق محسوب ميشد اين قلعه چنان كه بيايد در جنگهاى ايران با روميها تكيه‌گاه مهمّ براى عمليّات جنگى ايرانىها گرديد جنگهاى شاپور با روم بعد از چندى باز شروع شد توضيح آنكه يويان مدّت كمى امپراطور بود بعد از فوت او والن‌سين « 2 » امپراطورى روم را به دو قسمت تقسيم كرده قسمت غربى را به خود اختصاص داد و قسمت شرقى را به والنس « 3 » برادر خود واگذارد چون عهدنامه مذكور را يويان بسته و بعلاوه براى روم موهن بود والن‌سين ظاهرا مفاد

--> ( 1 ) - JOVIEN ( 2 ) - VALENTIEN ( 3 ) - VALENS