حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 193
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
بزابد « 1 » را تسخير كرد و كنستانسيوس بواسطه اشتغال بامور داخلى نتوانست كارى كند وقتى كه يوليان « 2 » امپراطور روم شد فورا نقشه تراژان را راجع بايران تعقيب و در 363 قشون زياد در سوريّه جمع كرد شاپور سفيرى نزد او فرستاد و قيصر او را با خشونت راند چه تجهيزات او مفصّل و لشگرش به صد هزار نفر بالغ بود يوليان با اعراب داخل مذاكره شد كه سوارهاى آنها راههاى ارتباطيّه را حفظ كنند و در مقابل سواره نظام ايران عمليّات نمايند ولى پولى به آنها نداد و گفت امپراطور جنگجو بايد آهن داشته باشد نه طلا از اين جهت اعراب باطنا با او مخالف شدند باوجوداين از جهت قواى كاملى كه امپراطور روم داشت با بهرهمندى از فرات گذشت و بعضى از شهرهاى بين النّهرين را كه از جمله فيروز شاپور بود گرفت بعد كشتيهاى رومى كه از حيث عدّه بيكهزار و يكصد فروند ميرسيد در فرات از راه كانال پادشاهى بدجله گذشت و قشون رومى به طرف چپ رودخانه مزبور عبور كرد در كنار دجله جنگى در دفعه اوّل بين فريقين روى داد توضيح آنكه ساخلو تيسفون با فيلهاى جنگى خواست جلو روميها را بگيرد ولى يوليان بملاحظه فيلها شب به طرف ساحل چپ رود دجله حمله برد و بعد از اينكه روميها مواقع محكمى در طرف چپ رود مزبور گرفتند جنگى روى داد كه دوازده ساعت ايرانيها پافشارى كرده بعد به تيسفون پناه بردند و غنائم زياد بدست روميها افتاد در ابتداء يوليان ميخواست تيسفون را محاصره كند و ليكن بعد كه آن را محكم ديد منصرف شده امر كرد تمام كشتيهاى رومى را در دجله بسوزانند و به طرف كردستان عقب نشست سپاه ايران همين كه بر عقبنشينى رومىها آگاه شد بناى تعقيب را گذارد و روميها از حيث آذوقه در زحمت افتادند زيرا ايرانيها خطوط ارتباطيّه روميها را بريده بودند در اين موقع يوليان فهميد كه اعراب چه كمك گرانبهائى ميتوانستند بروميها بكنند جنگ در دو روز اوّل بىنتيجه بود
--> ( 1 ) - بزابد را اعراب بازبدى ميگفتند و در بين النّهرين عليا واقع بوده ( 2 ) - JULIEN