حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 192
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
شاپور را در ممالك شرقى ايران اقتضا ميكرد هجوم هونها بحدود ايران بود جنگ هاى شاپور با هونهاى وحشى هفت سال طول كشيد ( 350 - 357 م . ) او از اين جنگها فاتح بيرون آمد و اين دفعه كهباز متوجّه روم گرديد قسمتى از هونها با گرومابات پادشاه آنها نيز در قشون او بودند اين فتح شاپور براى حفظ تمدّن ايران خيلى مهم بود « 1 » جنگ دوّم با روم - ( 359 - 363 م . ) وقتى كه شاپور با هونها مشغول جنگ بود پادشاه ارمنستان از موقع استفاده كرده بتوسّط امپراطور روم دختر يكى از صاحب منصبان رومى را ازدواج كرد اين زن رومى ملكه گرديد و بر اثر آن ارمنستان باز از تحت نفوذ ايران خارج شد بعد در حينى كه شاپور در سرحدّات شمال شرقى ايران مشغول جنگ بود شنيد كه امپراطور روم مايل است متاركه مبدّل به صلح محكمى گردد و نامهاى بدين مضمون بامپراطور روم نوشت « شاهنشاه شاپور - برادر آفتاب و ماه - به برادر خود كنستانسيوس قيصر تحيّت و درود ميفرستد مصنّفين شما شاهدند كه آنچه بين رود استريمون ( استروماى امروزى ) و سواحل مقدونى واقع است سابقا تعلّق باجداد من داشت و اگر بخواهم كه تمام اين ممالك را واگذار كنيد زيادهروى نكردهام و ليكن روح مسالمتجوئى و اعتدال مرا بر آن واداشته كه باسترداد ارمنستان و بين النّهرين كه از جدّ من بتقلّب گرفتهايد اكتفا كنم . . . و بشما اطلاع مىدهم كه اگر سفير من بىنتيجه مطلوبه مراجعت كرد بعد از گذشتن زمستان با تمام قواى خود با شما در جنگ خواهم شد » قيصر روم براى جلوگيرى از جنگ سفارتى بدربار ايران فرستاد و ليكن نتيجه حاصل نشد و در بهار 360 م . شاپور جنگ را شروع كرده قلعه محكم آمد را كه حاليّه معروف بدياربكر است با مجاهدات زياد گرفت بعد
--> ( 1 ) - هون را يونانيها خيونيت ميناميدند ولى در تاريخ معروف به هون هستند اينها براى اروپا بليّه بزرگى شدند فتنه آنها در اروپا نظير فتنه مغول در ايران و ساير ممالك بود آتّيلا پادشاه آنها ميگفته « آن جائى كه اسب من پا مينهد نبايد گياه برويد »