حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 188

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

در 282 م . بود . سكّه‌هاى او صورت ملكه و پسر جوان او را نيز داراست ششم - بهرام سوّم ( وره‌ران ) پسر هرمز بتخت نشست ولي بيش از چند ماه سلطنت نكرد اين شاه معروف به سكانشاه است زيرا در حيات پدرش بعد از تسخير سيستان بحكومت آنجا منصوب شده بود . هفتم - نرسي ( نرسه ) بعد از بهرام سوّم بتخت نشست ( 282 م . ) بعضى او را پسر شاپور و برخى پسر بهرام سوّم دانسته‌اند و ظنّ قوى اين است كه پسر شاپور بوده در ابتداء بين نرسى و هرمز برادر او در سر تخت سلطنت نزاعى شد و نرسى فايق آمد از وقايع مهمّه اين زمان جنگهائى است كه با روم روى داد توضيح آنكه ارمنستان از زمان اردشير تابع ايران بود ولى ارامنه شاهزادگان سلسلهء ساسانى را از جهت تعصّب آنها نسبت بمذهب زرتشتى نمىپذيرفتند وقتى كه ديوكلتين « 1 » امپراطور روم شد در 286 م . درصدد اجراى نقشه كاروس برآمد و در قدم اوّل تيرداد پسر خسرو پادشاه ارمنستان را كه اردشير كشته بود بپادشاهى اين مملكت معيّن كرده با سپاهى بدان سمت فرستاد ارامنه او را با آغوش‌باز پذيرفتند ولى طولى نكشيد كه نرسى او را از آنجا براند و تيرداد نزد ديوكلتين كه در اين زمان در اعلى درجه قدرت بود رفته حمايت او را خواستار شد و او به گالريوس « 2 » سردار قشون روم در دانوب امر كرد به سوريّه رفته قشون رومي را به قصد ايران حركت دهد از طرف ديگر نرسى به بين النّهرين تاخت و در جلگه اين مملكت در نزديكى حرّان تلاقي فريقين روى داد و جنگ سختى درگرفت در مدّت دو روز جنگ بىنتيجه بود روز سوّم سواران ايرانى قشون رومى را شكسته چنان تارومار كردند كه فرصت عقب‌نشيني نيافت و گالريوس و تيرداد خود را بفرات انداخته بصعوبت جان دربردند

--> ( 1 ) - DIOCLETIEN ( 2 ) - GALERIUS