حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 187
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
ايران هجوم آرند كار ايران با شاهى ضعيف النّفس مانند بهرام سخت بود و ليكن از خوشبختى او و سلسلهء ساسانيان ارلين بعد از ورود به بيزانس كشته شد ( 275 م . ) و بهرام هم به زودى درگذشت به حكم اين شاه ماني را گرفته زنده پوست او را كندند و بعد آن را به دو تير نصب كرده در جندى شاپور براى تماشاى مردم عرضه داشتند . پنجم - بهرام دوّم ( ورهران ) بعد از پدر بتخت نشست ( 275 م . ) در ابتداء خيلى جبّار و سفّاك بود و ليكن چون كنگاشى براى خلع او نمودند به نصيحت مؤبدى تغيير رفتار داد از كارهاى او مطيع كردن سكها بود كه چنان كه گذشت در نيمه قرن دوّم ق . م . در سيستان و افغانستان برقرار شده بودند بهرام پس از آن ممالك ديگرى نيز در طرف مشرق ايران مطيع كرد و ميخواست ادامه بجهانگيرى خود دهد و ليكن جنگ روميها مانع شد توضيح آنكه امپراطور روم كاروس « 1 » خواست نقشه ارلين را اجراء كند و جنگى با سارماتها « 2 » كه در آن طرف كوههاى قفقاز و در جنوب روسيّه كنونى سكنى داشتند شروع كرده بحدود ايران رسيد بهرام كه قواى خود را به طرف مشرق متوجّه نموده و از سرحدّات غربى ايران دور بود سفيرى نزد كاروس فرستاد تا مذاكراتي راجع بادامه صلح نمايد كاروس جواب داد « تا شاه ايران مطيع نشود از جنگ منصرف نخواهم شد و ايران را چنان عارى از درخت خواهم كرد كه سر من عارى از مو است » پس از آن جنگ را شروع نموده بين النّهرين و حتّى تيسفون را گرفت و ليكن در اين احوال رعد و برقي حادث شد كه بعد امپراطور را مرده يافتند و معلوم نيست كه برق او را زد يا مرگ از جهت ديگر روى داد بهرحال قشون رومى اين واقعه را علامت خشم خدا دانسته شوريد و تقاضاى عقبنشينى نمود فوت بهرام
--> ( 1 ) - CARUS ( 2 ) - سارماتها را بعضى از اقوام آريانى نژاد دانستهاند بهرحال در هند و اروپائى بودن آنها ترديدى نيست .