حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 186
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
شاه بزرگ نيست جنگهاى او بيشتر براى تاختوتاز بود نه براى مملكت ستانى و مملكتدارى باوجوداين از خوشبختى سلسله ساسانى بود كه دو نفر از نخستين شاهان آن مانند اردشير و شاپور اين سلسله را در انظار عالم بزرگ و مبانى دولت ساسانى را محكم نمودند فوت او در 271 م . روى داد از وقايع مهمّ سلطنت او پديد آمدن مانى است كه مذهبي آورده در موقع تاجگذارى شاپور اصول آن را در ملأ عام بيان كرد ( 242 م . ) شرح اين مذهب در جاى خود بيايد . سوّم - هرمز اوّل ( ائوهرمزد ) بعد از پدر به تخت نشست و فقط يكسال سلطنت نمود مانى را كه از ايران رفته بود خواسته در قصر خود در دستگرد پناه داد و نوازش كرد فوت او او در 272 م . بود نوشتهاند كه هرمز خيلى رشيد بوده و در جنگهاى شاپور با روميها شركت داشته چهارم - بهرام اوّل ( ورهران ) بعد از برادر بتخت نشست و چهار سال سلطنت نمود زنوبيا ملكه تدمر كه زن اذينه بود و بعد از او بتخت نشست بواسطه فشار روم از بهرام استمداد كرد و او سياست غلطى پيش گرفت توضيح آنكه قوّه مختصرى بكمك ملكه فرستاد و در نتيجه تدمر معدوم گرديد و ارلين « 1 » امپراطور روم هم از دخالت ايران مكدّر شد بعد كه بهرام شنيد امپراطور درصدد جنگ با ايران است جبّه ارغوانى رنگ ممتازى با هداياى ديگر براى او فرستاد ( رنگ ارغوانى از اختراعات فينيقيها است و در عالم قديم اهميّت داشت ) با وجود اين پس از چندى ارلين تشخيص داد كه بعد از تدمر نوبت ايران رسيده و قصد آن را كرد و مردم آلان را تحريك نمود تا از طرف قفقازيّه بشمال
--> ( 1 ) - AURELIEN