حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 178
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
دينار رومى رقابت مينمود سكّههاى اشكانى چهار درخمى و يك درخمى است كلّية سكّههاى اشكانى در قشنگى پستتر از سكّههاى ساسانى است عناويني كه شاهان اشكانى اختيار كردهاند خيلى مختلف و هركدام تقليد از سكّه دولتى است مثلا شاه بزرگ و شاه شاهان تقليد از هخامنشىها است عادل و فاتح و خداوند « 1 » از سلوكيها - اپى فانس « 2 » از يونانيها شاهان اوّلى اشكانى خود را محبّ يونان خواندهاند « 3 » روى سكّهها صورت شاهان اشكانى است كه بر تخت نشسته و كمانى بدست گرفته و زه آن را كشيدهاند بعضى از سكّهها صورت ارباب انواع يونانى را داراست بنابر آنچه گفته شد روشن است كه در دوره اشكانى پايه پول ايران بر نقره بوده مذاهب خارجه نسبت بمذاهب خارجه شاهان اشكانى همان نظر اغماض را كه از خصايص آريانى بود اعمال ميكردند و جنگهاى مذهبى در اين دوره هيچ ديده نميشود مخصوصا اشكانيان نسبت بملّت يهود رئوف بوده از آنها بر ضدّ روميها حمايت ميكردند بمذهب مسيحى و ساير مذاهب هم اشكانيان با نظر اغماض مينگريستند و تسامح باندازهاى بود كه از سرايت مذاهب خارجه بايران جلوگيرى نميشد فقط درباره بلاش اوّل نوشتهاند كه چون متعصّب بوده نسبت بانتشار مذاهب خارجه در حدود ايران به نظر بد مى نگريسته و نسبت به يهوديها همراهى نداشته و بلكه ميخواسته سواره نظام پارتى بكمك روميها در جنگ فلسطين شركت كند نتيجه از آنچه راجع به تمدّن پارتىها و اشكانيان گفته شد اين نتيجه حاصل مىشود كه تمدّن آنها تركيبي بود يعني بر متن آريانى ايرانى اثراتى از عادات و اخلاق و مذهب سكائى احساس مىشد و بعد از آمدن اسكندر بايران تمدّن يونانى نيز اثراتى از حيث مذهب و زبان و خطّ و غيره در شاهان اشكانى و نجباء و درباريان گذارد باوجوداين تمدّن يونانى در ايران چنان كه در
--> ( 1 ) - DIKAIOS , NICATAR , THEOS ( 2 ) - EPIPHANES ( 3 ) - PHILHELLENE درخم ( درهم ) و چهار درخمي شاهان اشكانى مهرداد دوّم ( 1 - 2 - 5 ) فرهاد سوّم ( 3 - 4 - 8 ) فرهاد چهارم ( 6 - 7 ) فرهاد پنجم و موزا ( 9 - 10 ) اردوان سوّم ( 11 ) ارت واسدس ( 12 ) بلاش سوّم ( 13 - 14 ) خسرو ( 15 ) بلاش دوّم ( 16 ) بلاش سوّم ( 17 - 18 ) ( از كتاب زارّه صنايع ايران قديم )