حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 159
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
دستنشانده ايران شد اين جنگباز بر اعتبارات و قدرت فرهاد افزود كلية فتوحات پىدرپى پارتيها در اين سه جنگ ايرانرا در انظار عالم آن زمان همسر و حريف پرزور دولت عظيم روم نمود چنان كه پس از آن روميها در مدّت يكقرن متعرّض ايران نشدند در دربار ايران بعد از اين جنگ انقلابى روى داد توضيح آنكه فرهاد چون خيلى تند و شديد العمل بود تيرداد نامى بر او ياغى شد و فرهاد مجبور شد بآسياى وسطى فرار كند مردم تيرداد را به تخت نشاندند و سه سال سلطنت كرد بعد فرهاد با قشونى از مردمان صحراگرد آسياى وسطى بايران مراجعت نمود و به تخت نشست تيرداد چون اوضاع را بدين منوال ديد كوچكترين پسر فرهاد را برداشته نزد اوكتاويوس كه در اين زمان در سوريّه بود رفت تا از او استمداد نمايد اوكتاويوس او را پذيرفت و پسر فرهاد را مانند گروى نگاهداشت و ليكن از جنگ با فرهاد خوددارى كرد هفت سال بعد كه اوكتاويوس امپراطور روم شد فرهاد با او داخل مذاكره گرديد كه تيرداد را تسليم كند او نپذيرفت ولى پسر شاه ايران را پس فرستاد و خواهش كرد كه در ازاى آن فرهاد بيرقهاى رومى را مسترد دارد فرهاد با وجود اينكه از ديدار پسرش شاد گرديد حاضر نشد بيرقهاى رومى را پس بدهد ولى بعد باصرار اوكتاويوس پس داد و اين قضيّه اثر شگفتآورى در روم بخشيد چنان كه شاديها در ممالك روم كردند و نويسندگان آن زمان اين واقعه را با آب و تاب نوشتند و هراس شاعر معروف رومى اوكتاويوس را ستود اوكتاويوس عقيده به بسط روم نداشت و از جنگ احتراز ميكرد و چون دولت ايران در شرق عامل مهمّ و طرف ملاحظه بود بناى دوستى با فرهاد گذاشت و فرهاد هم ايجاد روابط حسنه را استقبال كرد بعد قيصر براى تشييد روابط يك كنيزك ايطاليائى موزا نام « 1 » براى فرهاد فرستاد و فرهاد پسران خود
--> ( 1 ) - اسم اين كنيزك تآموزا اورانيا بود ( THEA MUSA URANIA )