حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 157
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
تخت آن را كه پراسپا « 1 » است تسخير كنى او به طرف اين شهر روانه شد و چون بدانجا رسيد ديد شهر محكم است و ساخلو كافي دارد اين بود كه منتظر ورود باروبنه قشون و ادوات محاصره گرديد اما پارتيها با اسلوب جنگى خودشان بناى تعرّض نسبت بروميها گذارده ده هزار نفر از آنها كشتند متعاقب اين واقعه قشون آرتاواردس نيز از پارتيها شكستهاى فاحش خورد و كار آنتوان سخت گرديد در اين حيص و بيص پارتيها بنه قشون او را هم زده غنائم زياد برگرفتند و زمامدار رومى چاره را منحصرا در اين ديد كه عقب نشيند و راه كوهستان را پيش گرفت تا از سواره نظام پارتيها در امان باشد و ليكن راه كوهستان دو روز بيش نبود و روز سوم همين كه وارد جلگه شد پارتيها فورا پيدا شده بناى تعرّض را گذاشتند بعد در مدت 19 روز كه او در خاك ايران بود هشت هزار نفر ديگر از روميها كشته شدند و بعد از عبور از ارس اگرچه پارتيها ديگر او را تعقيب ننمودند و ليكن از سرماى زمستان و فقدان آذوقه و مشقّات راهباز هشت هزار نفر رومى مردند و باقى قشون روم خسته و فلاكتزده جانى بدر بردند ( 36 ق . م . ) خطّ عقبنشينى روميها از كنار شرقى درياچه اورميه و محلهائى بوده كه در حوالى تبريز امروزى واقع است پلوتارك نوشته كه آنتوان در اين سفر وقتى كه مشقّات و صدمات عقب نشينى را ميديد همواره ميگفت « آى ده هزار نفر » و مقصودش ده هزار نفر يونانى بود كه در زمان اردشير دوّم ( باحافظه ) بعد از كشته شدن كوروش كوچك از كونّاكسا عقبنشينى كرده تمام اين صدمات را متحمّل شدند تمجيد آنتوان از يونانيهاى مذكور بجا است و ليكن اگر تفاوت اوضاع اين زمان و زمان اردشير دوم را در نظر آريم رنج و محن روميها بمراتب
--> ( 1 ) - PRAASPA در پارسى قديم ( فراداسپه ) ميگفتند بعدها پرسپه گفتهاند اين شهر در 25 فرسخي درياچه اورميه از طرف جنوب و شرقى واقع بود و اكنون موسوم بتخت سليمان است