حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 154
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
نتوانست از عهده سواران پارتى برآيد چه آنها از پيش روى فابيوس باز فرار كرده و بعد برگشته از هرطرف به دو تاختند و در حيني كه كراسّوس ميخواست فرمان حمله بقشون خود دهد ناگاه ديد كه سر پسرش بر سر نيزه در ميان پارتىها بلند است سواران پارتى همين كه سر را ديدند بر جرئت و جلادتشان افزود و عرصه را چنان بر روميها تنگ كردند كه اوكتاويوس « 1 » يكى از صاحبمنصبان اركان حرب و قيصر زمان بعد در روم تصميم بعقبنشيني گرفت قشون رومى ميخواست بكوهستان رود تا از حملات سواره نظام ايران در امان باشد و ليكن بواسطه اشتباه بلدى كه قشون مزبور را هدايت ميكرد اين مقصود حاصل نشد زيرا محلّى كه قشون رومى اشغال كرد مانع از عمليّات سواره نظام ايران نبود پس از آن سورنا تكليف متاركه به كراسّوس نمود و او را متقاعد كرد كه به طرف رودخانه رفته متاركه را امضاء نمايد كراسّوس مطمئن شده تنها با سورنا به طرف رودخانه عازم شد پس از حركت كراسّوس صاحبمنصبان اركان حرب او نگران شدند كه مبادا نسبت به او خيانتى شود و دنبال او رفتند در اين حال جنگى ميان سواران پارتى و روميها درگرفت و كراسّوس كشته شد همين كه قشون رومى خبر كشته شدن او را شنيد سخت متوحّش گرديد و باستثناى دو هزار نفر كه موفّق بفرار شدند باقى اسير پارتىها گشته يا بدست اعراب افتادند تلفات قشون كراسّوس را در اين جنگ بيست هزار نفر نوشتهاند عدّه اسرائى كه پارتيها گرفته بمرو فرستادند نيز قريب بيست هزار نفر قلمداد شده ( 53 ق . م . ) بعضى كشته شدن كراسّوس را منتسب بشورشى در قشون روم كردهاند و گويند سورنا در اين شورش دست داشته است موافق روايت اوّلى اقدام او خائنانه بوده ولى روايت آخرى به نظر صحيحتر مىآيد زيرا احوال روحى رومىها
--> ( 1 ) - OCTAVIUS