حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 149
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
آسياي صغير اين مملكت چنان كه گذشت در زمان كوروش بزرگ تابع ايران شد و در زمان اسكندر تابع مقدونى بعد از او آسياى صغير زمانى تابع دولت سلوكيها و گاهى جزو مقدونى بود تا آنكه هردو دولت ضعيف شده جزو دولت روم گرديدند و در آسياى صغير دولتهاى متعدّد كوچكى مانند پنت - كيليكيّه - پرگام « 1 » - پافلاگونيّه « 2 » - كاپادوكيّه و غيره تشكيل شدند ولى هيچكدام مانند دولت اوّلى اهميّت نيافت چه پادشاه آن ميثرىدات ( مهرداد ) ششم كه نسب خود را باشكانيان و هخامنشىها ميرسانيد اين مملكت را وسيع و قوى نموده بزرگترين دشمن روم در آسيا گرديد ( شرح اين وقايع در اين مختصر نگنجد ) نخستين ارتباط ايران با روم در 92 ق . م . وقتى كه مهرداد دوم اشكانى شنيد كه لوسيوس سولّا از طرف سناى روم بسفارت به آسياى صغير آمده چون از طرز رفتار ارمنستان نسبت به خود ناراضى بود سفيرى ارباذ نام نزد سولّا فرستاد تا با دولت روم اتّحاد تعرّضى و دفاعى منعقد نمايد توضيح آنكه دولت ارمنستان بعضى از محلّها را كه سابقا بايران واگذارده بود اشغال نموده و به اين هم اكتفاء نكرده بحدود ايران دستاندازى ميكرد بين سفير ايران و سولّا مذاكرات دوستانه به عمل آمد و ليكن نتيجه نداد چه سفير روم دستورى در باب عقد اتّحاد نداشت يا اصلا نميخواست چنين عهدنامهاى منعقد گردد قابل ذكر است كه سولّا در مجالس ملاقات جاى محترم را اشغال ميكرد يعنى بين پادشاه كاپادوكيّه و سفير ايران مىنشست و اين رفتار او باعث شد كه مهرداد مكدّر گرديد و وقتى كه سفيرش بايران مراجعت كرد از او سلب حيات نمود كه چرا حيثيّت خود را حفظ نكرده مهرداد اشكانى نه فقط سكها را شكست داد بلكه حدود ايران را تا كوههاى
--> ( 1 ) - PERGAM ( 2 ) - PAPHLAGONIE