حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 140

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

سلطنت اين سلسله جزو دولت آنها بود و ليكن طولى نكشيد كه آذربايجان از اطاعت سلوكىها سرپيچيد و در سلطنت آنتيوخوس دوّم نوه سلوكوس باختر و پارت مستقل شدند راجع بدولت باختر اطّلاع زيادى نداريم از سكّه‌ها و بعضى آثار معلوم مىشود كه اين دولت « يونانى و باخترى » بوده و تمدّن يونانى داشته وسعت اين مملكت از سغد تا مرو و بلخ بود اوّل پادشاهى كه اعلان استقلال داده از دولت سلوكى جدا شد ديودوت دوّم نام داشت ( 256 ق . م . ) در سلطنت دمتريوس حدود اين دولت از طرف مشرق بافغانستان شرقى و پنجاب ميرسيد دولت پارتىها در 250 ق . م . تأسيس شد و شرح آن در باب چهارم بيايد سلوكىها هشتاد سال بر قسمت اعظم ايران سلطنت داشتند و نامىترين پادشاه اين سلسله آنتيوخوس سوّم بود كه كبيرش خوانده‌اند بعد از اين پادشاه انحطاط دولت سلوكيها شروع گرديد و ممالك تابعه بمرور جدا شدند تا بالاخره مملكت سلوكيها منحصر به سوريّه شد و آن هم در سنه 64 ق . م . جزو امپراطورى روم گرديد راجع باوضاع ايران در دورهء اسكندر و سلوكيها اطّلاعات ما كم است آنچه از نوشته هاى مورّخين مانند آرّيان و پولىبيوس و غيره استنباط مىشود از حيث زندگانى و عادات بين ايرانيها و مقدونيها تفاوت زيادى نبوده هردو جنگ و شكار كردن و خوب خوردن و زياد آشاميدن و بردن غنائم و تعدّد زوجات را دوست داشتند يونانيها مبادى مذهب ايرانى را كه برترى بر مذهب يونانى داشت و راست‌گوئى را تشويق ميكرد ميستودند و اسكندر با نظر احترام بايرانيها مينگريست از اين جهة مواصلت بين اين دو ملّت زياد بود و چون مادران وليعهدهاى مقدونى و سلوكى ايرانى بودند يونانىها ايران را بكلّى مملكت بيگانه نميدانستند از اين جهة است كه محقّقين سلسله سلوكي را سلسله

--> ح - آنتيوخوس اپيفان ( 175 - 164 ) ط - آنتيوخوس پنجم اپاترى - دمتريوس ستر ( از اين دو نفر آخرى اوّلى دو سال سلطنت كرد و دوّمى دوازده سال ) اسامى بعضى ديگر در تاريخ پارت خواهد آمد