حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 100

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

پنجم - اردشير اوّل ( ارت‌خشثر ) بعد از خشيارشا چنان كه گذشت پسر او اردشير دراز دست بتخت نشست يونانيها او را ( آرتاكزرسس ) دراز دست ناميده‌اند در ابتداى سلطنت او ويشتاسب پسر خشيارشا با مردم باختر همدست شده مدّعى سلطنت شد و ليكن بعد از دو جنگ مغلوب و ناپديد گرديد ( 462 ق . م . ) بعد شخصى از اهالي ( ليبيا ) ايناروس نام در مصر طغيان كرده سپاهيان ايران را در ممفيس محاصره كرد و والى مصر هخامنش برادر خشيارشا را گرفت و كشت در اين پيشرفت ايناروس يونانيها دخالت داشتند و سپاه و بحريّه يونانى كمك ميكردند اردشير بغابيش « 1 » را مأمور كرد با او جنگ كند و محاربه به بهره‌مندى اردشير خاتمه يافت ( 454 - 460 ) در ابتداء يونانيها و مصريها موفّق بودند و ليكن بعد ايرانيها يكى از شعب رود نيل را خشگاندند و كشتيهاى يونانى را بدست خود يونانيها نابود كرده فاتح شدند آتنيها از جهة اوضاع داخلى صلاح ديدند با ايران صلحى نمايند و از پيشرفت خود

--> خواست كه ملكه با زينت‌هاى سلطنتى بميان مدعوين شاه آيد تا مردم زيبائى او را تماشا كنند ملكه امتناع كرد و شاه در غضب شده زن ديگرى اختيار نمود اين زن برادرزاده مردخانام يهودي دربان قصر بود و پس از آنكه ملكه شد او را استر يعنى ستاره ناميدند بواسطه او مردخا نفوذى يافت و هامان نامى كه نزد شاه مقرّب بود بر او حسد برده حكمى صادر كرد كه يهوديها را در روز معيّنى در تمام مملكت بكشند مردخا باستر متوسّل شد و او فرمانى صادر كرد كه يهوديها حق دارند از اجراى حكم ممانعت نمايند آنها اشخاص زياد از دشمنان خود كشته هامان را هم به حكم شاه بر دار آويختند . هرودوت گويد شخصى از اهل ليديّه پىثيوس نام يك پيش‌كشى بخشيارشا داد كه عبارت از دو هزار تالان نقره و 3993000 در يك طلا بود شاه آن را رد كرده گفت هفتهزار دريك هم به او بدهند تا داراى چهار مليون دريك طلا گردد بعد پسر اين شخص را براى خدمت نظامى خواستند و او از شاه معافى پسر را درخواست كرد خشيارشا امر نمود سر اين جوان را بريده سر و تن مقتول را به دو طرف افكندند و بعد بسپاهيان خود فرمان داد تا از ميان سر و تن مقتول بگذرند ( 1 ) - اين همان شخصى است كه اردوان را كشت و نزد اردشير مقرّب گرديد