حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 89
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
كه داشت موفق نشدند پس از آن قشون ايران از هرطرف بمحلّ اغتشاش روى آورد و سفاين فينيقى از طرف دريا عرصه را بر شورشيان تنگ كردند بالاخره جنگى در نزديكى ميلت شد كه يونانيها مضمحل يا متوارى شدند و آتنيها بمملكت خودشان مراجعت كردند و شهر ميلت را سپاهيان ايران گرفته شورشىها را سخت مجازات نمودند ( 496 ق . م . ) معلوم است كه داريوش از دخالت يونانيهاى اروپائى بامور داخلي ايران فوق العاده مكدّر شد و پس از آن به زودى جنگ اوّل ايران با يونان درگرفت قبل از جنگ داريوش براى رضايت يونانيهاى آسياى صغير امر كرد اراضى را مسّاحى و مالياتها را تعديل نمودند بعد داماد خود مردونيه را براى سركشى بآسياى صغير و تراكيّه و غيره فرستاد با اين دستور كه اصلاحاتى نمايد اين شخص علاوهبر نجابت جبّلى عقل و تدبير داشت و اوّل كارى كه كرد اين بود كه به تمام مستعمرات يونانى در آسياى صغير حكومت ملّى داد تا آنها را از ايران راضى كرده باشد « 1 » بعد باروپا قشونكشى كرده تا كوه آتس واقع در تراكيّه پيش رفت و مقدونى را مجددا باطاعت ايران درآورد ( 492 ق . م . ) و ليكن در اين حين بواسطه طوفان دريا سيصد فروند از كشتىها خراب و معدوم گرديد رعب ايرانيها در يونانيها خيلى زياد بود و ليكن اقدامى براى تجهيزات نميكردند اين حال روحى يونانيها را در دربار ايران نميدانستند زيرا بسيارى از يونانيهاى اشرافى و ناراضى كه فرار كرده بدربار ايران پناهنده شده بودند حال يونان را براى داريوش توصيف ميكردند و در دربار ايران همه به اين عقيده بودند كه داريوش بىجنگ ميتواند تمام اين مملكت را مطيع نمايد بنابراين داريوش رسولانى به يونان فرستاده اعلام كرد كه يونانيها بايد آب و خاك بدهند يعنى مطيع شوند اكثر از شهرهاى يونانى اين تكليف
--> ( 1 ) - هرودوت در اينموقع گويد : اين قضيه تأييدى است از نوشتههاى من براى يونانى هائى كه باور ندارند كه بعد از كشته شدن بردياي دروغى در ميان همقسمها مذاكراتى راجع به طرز حكومت پارس و حكومت ملّى شده باشد