حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 80

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

بابل كليد فتوحات ديگر او خواهد بود چه قشون محاصر از محاصره فراغت يافته در ممالك ديگر به كار خواهد رفت بنابراين تمام حواس خود را متوجّه بابل نموده شهر را تسخير كرد « 1 » ( 521 ق . م . ) بعد از فتح بابل داريوش بماد تاخته قشون مادى را شكست داد و فرورتيش را كه برى فرار كرده بود بامر او گرفته در همدان بدار آويختند در ساگارتى نيز شخصى چيترتخمه نام پديد آمد و خود را از اعقاب هووخ‌شتر خواند او را هم داريوش توسّط يكى از سرداران خود دستگير كرده كشت آرام كردن پارت ( خراسان ) و گرگان به ويشتاسپ پدر داريوش كه والى آن ممالك بود محوّل گرديد و او بانجام اين مأموريت موفّق شد مرگو ( مرو امروزى ) كه بدست شخصى فرد نام افتاده بود بدستيارى حاكم باختر مطيع گرديد در اين اوان شخصى وهىيزدات نام در فارس خروج كرده خود را برديا پسر كوروش خواند و ليكن به زودى داريوش او را دستگير كرده با همراهانش بدار آويخت لشگرى هم كه بردياى دوّم دروغى به طرف رخّج ( جنوب و غرب افغانستان امروزى ) فرستاده بود نيز بدستيارى والى مملكت مذكوره مغلوب شد در اين اوان‌باز اهالى بابل بتحريك يك نفر ارمنى كه خود را بخت النصر ميخواند شوريدند و ليكن يكى از سرداران داريوش كه از اهل ماد بود ياغيان را كشته شورش را فرونشاند سكاها را هم خود داريوش مطيع نمود پس از آن در ليديّه نيز اغتشاشى تهيّه ميشد توضيح آنكه بقول هرودوت

--> ( 1 ) - هرودوت گويد : محاصره بابل 20 ماه طول كشيد و زوپير نامى كه ايرانى بود خدمت و صداقت حيرت‌انگيزى نسبت بداريوش نشان داد اين شخص گوش‌هاى خود را بريد و نزد بابليها رفته چنين وانمود كرد كه ميخواهد به آنها راهنمائي كرده انتقام از داريوش بكشد و به زودى طرف اعتماد بابليها و رئيس دسته قشونى شد و شبانه قشون ايران را به بابل راه داد اين حكايت صحيح به نظر نمىآيد زيرا بموجب اسناد جديدى كه از حفريّات بابل بدست آمده محاصره بابل بيش از 4 روز طول نكشيده و به همين جهت تاريخ تسخير بابل 521 ق . م . است در صورتى كه محقّقين سابقا اين واقعه را نظر بنوشته‌هاى هرودوت به 519 ق . م . مربوط ميداشتند ( تورايف تاريخ مشرق قديم )