سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
757
تاريخ ايران ( فارسى )
منسوخ كرد . ايران براى پيروى از اين امر حاضر نبود و مجتهدين از نفوذ خود بوسيلهء بازرگانان تهران كه به علت تشنجات سياسى در نوروز ضرر هنگفت ديده بودند به خوبى استفاده كرده و دفعتا نهضت درهم شكست . رضا خان با مهارت سياست خود را تغيير داده و نظر مجتهدين را قبول كرد و اعلام داشت كه استقرار جمهوريت در ايران مخالف مذهب شيعه است . ظاهرا از نفوذ شديد رضا خان هيچ كاسته نشده بود ، چه در ماه فوريه 1925 از مجلس تقاضاى اختيارات مطلق كرده و با آن موافقت شد . احساسات عمومى به منفعت يك حكومت مقتدر در خلع پادشاه غائب در اكتبر 1925 به حد اعلا نمودار گشت . يك مجلس مؤسسان تشكيل شده و رضا خان را در دسامبر 1925 بسلطنت انتخاب كرد . بدين ترتيب يك رعيت گمنام مازندرانى با كروفر و تشريفات لازمه بر تخت سيروس كبير و شاه عباس كبير تكيه زده و عنوان رضا شاه پهلوى را بر خود گذاشت . سياست رضا شاه پادشاه جديد از ابتدا تصميم گرفت قدرت خود را در تمام ولايات ايران تثبيت كند . ايلات را خلع سلاح كرده و نظم و قانون را برقرار سازد . وى نيز مانند مصطفى كمال با وجود آنكه در حفظ استقلال كامل كشور خود ميكوشيد براى استفاده از افكار و اختراعات اروپا نيز حاضر و آماده بود . وى نيز مانند اسلاف مشهور كشور خود اساس قدرت خود را بر قشون گذاشت . افسران و افراد پليس جنوب و ديويزيون قزاق را دوباره به خدمت پذيرفته و قشون ملى به تعداد چهل هزار نفر جمعآورى كرد كه مشق ديدهتر و مجهزتر از هرقشونى بود كه در اين اواخر تحت ادارهء ايرانيان قرار داشت . يكى از مشكلترين مسائلى كه پيشآمد موضوع شيخ خزعل بود كه بر اعراب « محيسن » ساكن اهواز تا شط العرب رياست داشت . وى عملا ساليان دراز بود كه مستقل بود ، هرچند در اوقاتيكه با فرستادگان و نمايندگان بريتانيائى رفتار مينمود چنين وانمود ميكرد كه حكومت و فرمانروائى شاه را قبول دارد . وى مدام نيروى خود را در خدمت و مساعدت شركت نفت ايران و انگليس به كار ميبرد و در ايام جنگ گذشته با وجود بيطرفى خدمات شايانى به انگليسها نمود . رضا خان تصميم داشت قدرت دولت را در اين سامان برقرار كند ، در صورتى كه شيخ خزعل از اشاراتى پىبرده بود كه مقصود ملغى كردن امتيازات مختلفى است كه او در