سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
758
تاريخ ايران ( فارسى )
زمان سلسلهء قاجاريه بدست آورده بود ، بنابراين از روى نادانى و بىبصيرتى از قبول سياست جديد شانه خالى كرد . بالاخره در سال 1925 توقيف شده و بتهران فرستاده شد و در آنجا ظاهرا با او به خوبى رفتار نمودند . پس از انتقال شيخ به تهران عدم رضايت در خوزستان ظاهر شد ، چه ظلم و فساد افسران ايرانى كه به حكومت اين ولايت تازه منصوب شده بودند رعايا را بنافرمانى ميراند . اين ناحيه عملا نسلها بود كه از استقلال داخلى برخوردار ميشد و از عراق كه به خلاصى خود از حكومت تركيه شادمانى ميكرد فقط بوسيلهء شط العرب جدا بود . آشوب خاموش شد و رضا خان كه از علل آن مستحضر گشت استاندار را معزول ساخت . در لرستان نيز بين عشائر غارتگر آشوبى ظاهر گشت كه علت آن بيشتر به رنجش از ساختن جاده در محال ايشان بود كه مقدمهء ساختن راهآهن در آن نقطه ميشد . قشون ايرانى تلفات سنگينى ديد ولى بالاخره قراردادى بسته شد و حل مسئلهء لرستان اكنون يكى از مشكلترين مسائل است و احتمال ميرود بهمينطور باقى بماند . براى ساكن ساختن مردم در طول راه بوسيلهء ساختن قصبات و عوامل مختلف ديگر كوششهائى به عمل آمده ولى تا به حال اين سياست مقرون به موفقيت نشده است . كار خلع سلاح ايلات اسما در سال 1925 خاتمه يافت . قشقائىها گردن نهاده و قسمت عمدهء تفنگهاى خود را تسليم كردند ، گرچه چهار سال بعد باز سركشى كردند و بدين جهت از هرگوشهء كشور سيل قشون بدان سو روانه شد . تقاضاى عشاير عبارت بود از مراجعت رئيسشان صولت الدوله ، الغاء حكومت نظامى و عدم اجبار در پوشيدن لباس فرنگى در ضمن اين درخواستها توقع تقليل ماليات را نيز داشتند . شاه در اينجا نيز همان قدرت هميشگى خود را نشان داد و بالاخره ترتيبى به كار داده شد ، ولى در اين قضيه و قضيهء لرها و در حقيقت تمام قبائل و عشائر ايران روش جديد منفور خواهد بود و موضوع احتياج بمراقبت دائمى توأم با سختگيرى و مهارت و صداقت و درستى را دارد . ايران تحت يك حكومت نظامى اداره مىشود ، مثلا تمام جنوب ايران زير امر فرمانده قشون جنوب است كه ستادش در شيراز واقع شده . ملاها نيز مثل رؤساى ايلات قدرت