سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

744

تاريخ ايران ( فارسى )

برعكس بازرگانى با انگلستان چندان رضايت‌بخش نبود ، چه تمام آن از اجناس وارداتى تشكيل ميشد . محصولات ايران در بازار بمبئى ارزش زيادى نداشتند چه تارهاى پنبهء ايران كوتاه و چرم آن كشور به علت خشكى هوا جنس پستى بود . بنابراين فقط يگانه مواد صادرهء از ايران پشم ، ترياك ، پسته ، قالى و گاهى هم گندم بود . من وقتى قونسول مقيم كرمان بودم متوجه شدم قالىهاى اين ناحيه به بازار عمدهء آن يعنى اسلامبول از راه خشكى و از طريق تبريز فرستاده مىشود ، چه تجارت در دست بازرگانان شهر اخير اداره ميشد . پس از مدتها موفق شدم ذهن كند و كودن بازرگانان را متوجه كنم كه اگر قالىشان را از راه بندرعباس به مقصد حمل كنند با نصف قيمت كرايه به بازار خواهد رسيد . به اين ترتيب صادرات اين بندر ترقى كرد . بطور كلى جريان بازرگانى صحيحى از هيچ طرف برقرار نيست و تا مواد معدنى قابل استفاده كشف و استخراج نشود بازرگانى ايران و انگليس برپايهء صحيحى متكى نخواهد شد . مسئلهء نفت يك بحث مجزائى است و اگر بخواهيم آن را فقط بعنوان صادرات محسوب داريم به صادرات ايران كمك زيادى نميكند هرچند كه عوائد و منافع ايران را زياد مىكند . يكى از خطاهاى حكومت سويتى روسيه قطع باب بازرگانى با ايران است . بنابراين فعلا بازرگانى هند و ايران رواج كامل دارد و مخصوصا تقاضاى پارچه و منسوجات زياد است . محتمل است كه اين وضع مدتى دوام يابد و باتباع انگليسى فرصت مطالعهء كامل كشور و رسيدگى به منابع ثروت آن را بدهد . از شكست‌هاى گذشته ميتوان فهميد كه انجام اين كار بسرعت ميسر نيست . ايران از مسافرينى كه صدها فرسنگ اراضى را از هرسو مىبينند كه خشك و بائر افتاده و خيال ميكنند كه مىشود آنها را از اقسام غلات مستور و خرم و سرسبز نمود خيلى در زحمت است . در صورتى كه كمبود باران محصول غله را محدود مىكند و تجربه در تحت شرائط همانند در بلوچستان انگليس ثابت كرده كه ساختن سدهائى در ايران كه هزينهء ساختمانى خود را درآورند اشكالات فراوانى دارد . اخيرا من مقالاتى را خواندم كه تأسيس كارخانه‌هاى قند را در ايران توصيه ميكرد ، چه خاك كشور مستعد حاصل‌خيزى جهت كشت چغندر را دارا مىباشد و تنها اشكال در اينجا آنست