سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

739

تاريخ ايران ( فارسى )

آمده به ياد دارم و تصور ميكنم هيچ كجا سوء اداره و بىعرضگى ايرانيها واضح‌تر از بندرگاه هاى كاملا بىسرپرستشان در نظر مسافرين نمودار نشود . ادارهء تلگراف هند و اروپا در ايام جنگ بزرگ پيش از شروع شرح بازرگانى در ايران من مصمم هستم از منافع عمدهء بريتانيا در اين كشور شرح مجملى بيان كنم . در فصل هشتادم شرح دادم كه چگونه ايران به علت واقع بودن در راه بين هند و اروپا توانست بوسيلهء مجاهدات انگليسىها شبكهء تلگرافى خوبى بدست آورد . در دوران جنگ اين اداره تحت شرائط بسيار دشوارى كه كمتر كسى مثل من ميتواند درست بداند وظائف خود را انجام داد . اعضاء و كارمندان ، شجاعت و علاقه و اشتياق و هوشيارى قابل توجهى از خود بروز دادند . خواه در موارد اغفال تركها در « فااو » براى ارسال پيغامهاى مهم يا پنهان كردن آفزارها از نظر دسته‌هاى غارتگر آلمانى و يا تهيهء وسائل براى حفظ ارتباط قسمت تحت فرماندهى من يا خريد آذوقه و قرار دادن در سر راه ستون من يا كسب اخبار مهم به خوبى از عهده برآمدند . چه بسا خطراتى كه آنها با آن مواجه شدند . اعضاى آنها در شيراز زندانى شده و در چاه‌بهار مورد حمله قرار گرفتند و ماهها مكرر در زير تعدى شديد و ترس زندگى نمودند . در اصفهان ، يزد و كرمان و بعضى نقاط ديگر آنها مجبور شدند ادارات و پستهاى خود را رها كرده و با خانوادهء خود در مناطق ناامن مسافرت كنند . با تمام اين احوال نامساعد گزارش اداره نشان ميداد كه در ايام جنگ در قسمت ازدياد كابل 16 درصد ، خطوط تلگراف 38 درصد و در سيم‌كشى 28 درصد افزايش يافته است . در تمام مقامات ، از مدير كلها گرفته تا غلام‌هاى تلگرافخانه كه به كار پائيدن سيم مشغول بودند و غالبا لختشان كرده و كتكشان ميزدند ، ادارهء تلگرافخانهء هند و اروپا باعث سربلندى كشور بوده و كارهاى شايان تقديرى در اعتبار خود دارند . بانك شاهنشاهى ايران خواندن گزارش كارهاى تجارتى غالبا مايهء كسالت و ملال است ولى از ميان آنها گزارشات بانك شاهنشاهى در ايران در ايام جنگ بىاندازه جالب‌توجه مىباشد . در ميان وقايع مختلفى كه در ايران روى داده و من آنها را ذكر نموده‌ام تصور زيادى لازم نيست تا معلوم شود كه چه خطرات و مشكلاتى براى اعضاء دلير وابستهء