سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
736
تاريخ ايران ( فارسى )
به ريگان ، بم و كرمان برسد چندين سال قبل توسط من پيشنهاد و در نتيجه نقشهبردارى شد . خط بندرعباس به شيراز هم مطالعه شده ولى هنوز مساحى نشده است . همچنين خط شيراز - محمره ( خرمشهر فعلى ) كه بهيچوجه درآمد كافى نخواهد داشت ، چه در داخلهء كشور وارد شده و بيشتر موازى ساحل است « 1 » . تنها حل رضايتبخش مسئلهء حمل و نقل ساختن راهآهن در ايران است و در اينمورد هم ايران براى خطآهن نوشكى به دزداب بايستى مديون جنگ باشد . پس از ختم جنگ يك دستهء كامل انگليسى كه سرچارلزگرينوى « 2 » هم در بين آنها بود نقشه بردارى خط كرمانشاه و همدان به قزوين را شروع كردند . از اينجا مطالعه براى امتداد خط طرف غرب به تبريز و بشمال جهت انزلى و به شرق يعنى تهران ممكن است دنبال شود . پس از تكميل بررسى دولت ايران حق خواهد داشت كه از اين دسته براى ساختن خطآهن به صورت خطآهن دولتى يا شركت خصوصى دعوت نمايد . ساختن راهآهن در ايران داراى اهميت حياتى است . تأثير آن محققا كشور را بانتقال از وضع تمدن قرون وسطائى به قرن بيستم كمك سريعى خواهد كرد و باعث سعادت ، آبادانى و امنيت خواهد شد . ولى بسيار دشوار است كه معلوم كرد سرمايهدارى در تحت شرائط عادى چه قسم منفعت خود را از اين كار برداشت خواهد كرد . محققا در آنموقع واردات زياد خواهد بود ، ولى مسافر و صادرات ناچيز است . در هندوستان رودخانههاى سيلابى به منظور آبيارى با موفقيت كامل سدبندى شده و وسائل زندگانى اساسا ترقى كرده است ، ولى در ايران از اين راه كار زيادى نميتوان انجام داد . بعبارت اخرى مملكت ايران از حيث باران در مضيقه است و به همين جهت كشور لزوما محكوم به جمعيت كم مىباشد . يگانه چيزى كه باعث تغيير اوضاع خواهد شد همانا كشف مواد معدنى قابل استفاده و قابل صدور است . در غير اين صورت من نميدانم چگونه بدون كمك مادى يا امتياز ممكن است راهآهن ساخته شود . همين مسئله در طرحهاى اوليه محققا مورد دقت قرار گرفته بود
--> ( 1 ) - ظاهرا خط شيراز - محمره بر اثر اشتباه مطبعه در اينجا ذكر شده چه دربند ( د ) خط بندرعباس - محمره ذكر شده و اين خط موازى ساحل خواهد بود . ( مترجم ) ( 2 ) - Sir Charles Greenway