سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
716
تاريخ ايران ( فارسى )
جديد كاملا به پليس جنوب متكى بود . محاصره چندين روز به طول انجاميد و دشمن عماراتى را كه بيش از بيست يا رد از قلعهء سردار فاصله نداشت به تصرف درآورد ، ولى مدافعين تمام حملات را دفع نموده چهل نفر تلفات در مقابل يك كشته و سه تن زخمى بدشمن وارد نمودند . اين رفتار با وضع قطع كامل رابطه و نداشتن هيچ اميد كمك بىشك ثابت ميساخت كه پليس جنوب آتيهء خوبى در پيش دارد . ناخوشى عمومى بزرگ آنفلوانزا ( ذات الريه ) جنگ با قشقائىها هنوز تمام نشده بود كه غالب و مغلوب هردو مبتلاى بلاى وحشتناك انفلوانزا در سال 1918 شده و به زمين ريختند . اين بيمارى به تلخترين و ناگوارترين شكلى در فارس ظهور نمود . در ابتدا ما باور نمىكرديم كه اين مرض چنين مقدر شده كه يك خمس از جمعيت آن نواحى را قتلعام كرده و نيروهاى نظامى ساكن شيراز و فيروزآباد را با همان حدت از بين ببرد . خوشبختانه پيشبينى سرهنگ ح . بردن « 1 » مايه تشكر بود ، زيرا لوازم آسايش طبى را به حد وافر تهيه نموده بود . بعلاوه افسران بهدارى و صفى غالبا به قيمت جان خود خويشتن را وقف نجات افراد ميكردند . از پنجاه هزار نفر جمعيت شيراز ده هزار نفر تلف شدند . ذكر اينمطلب شرمآور است ولى با وجود اين بايد گفت كه مقامات ايرانى كفن را احتكار نمودند و ما هم بقدرى مشغول مواظبت افراد خود بوديم كه نتوانستيم جهت مردم شهر كارى بكنيم . ايشان هم نااميدانه صد صد بجانب مساجد خزيده و در آنجا جان مىسپردند . تلفات ما رقتبار بود و بيش از ششصد نفر انگليسى و هندى از اين بلاى عمومى كه تاكنون نظيرش ديده نشده بود قربانى شدند . فرمانفرما به زحمت جان بدربرد و پس از رفع نقاهتش از او ملاقات كرديم و او با فرانسهء عجيب خود بيان كرد كه نصف شيراز مرده است . وقتىكه خبر متاركهء جنگ بما رسيد به زحمت توانستيم شليك شادى نمائيم و افرادى كه مسلح نبودند با مشقت خود را از زمين بلند كردند كه خوشحالى كنند . با تمام اينها موفقيت با هرمعنى كه داشت مانند يك داروى مقوى شفادهندهاى بود و ستون بتدريج
--> ( 1 ) - Colonel H . Burden