سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
713
تاريخ ايران ( فارسى )
دفاع آباده - يك واقعهء پهلوانى در فارس بعد از شيراز مركز عمدهء پليس جنوب آباده بود . پادگان آنجا مركب از 600 نفر ميشد و بقسمى كه گفته شد من دستهء كوچكى از قشون هندى را با دستور تصرف قلعهء خشتى و حفاظت كليهء ذخيرهء مهمات و آذوقه به آنجا فرستادم . شهر كوچك آباده تحت تأثير عشائر اطراف قرار گرفته بود و در جزو ايلات محمد على خان قشقائى بود كه بدستور صولت 600 نفر قوائى جمع كرده و اعلاميهاى صادر كرد كه دولت ايران او را مأمور ساخته تا « خارجيان و كفار » را بيرون براند . با وجود اين در حمله شتاب نداشت و اميدوار بود كه مقصود خود را آسانتر به چنگ آورد . شخص دوم اين صحنه صولت السلطنه برادر سردار احتشام بود كه مدتها سعى كرد كه از جنگ و جدال جلوگيرى كند . بدبختانه رسيدن قافلهء پول مسكوك از اصفهان جهت بانك شيراز باعث شد او همه چيز را جز حب پول فراموش كند و او هم به دشمن پيوست . در 18 ژوئن يك كاغذ جعلى توسط محمد على خان تهيه شد به اين مضمون كه همهء انگليسىها در شيراز كشته شدهاند و اين مدرك همراهانش را آمادهء جنگ ساخت و به آباده حمله كردند . در اين موقع پليس جنوب هم نافرمانى را شروع كرد و هركس را كه تصور ميكردند از طرفداران انگليسهاست مىكشتند . عدهء قليل افسران صف و خارج صف انگليسى خوشبختانه توانستند خود را به قسمت هنديها برسانند ، ولى تا چهار روز اول به علت حملات دائم و وحشت و اضطراب وضعيت آنها خيلى وخيم بود . در دوم ژوئيه دشمن موفق شد تمام آب نهرها را بيك جوى انداخته و بپاى ديوار قلعه بفرستد . كاپيتان گوين گريفيت با كمال شجاعت در تحت حمايت آتش شديدى جسورانه از قلعه بيرون آمد . سارجنت ل . بارنز نيز او را همراهى كرد و در حينى كه گريفيت مشغول اصلاح شكستى بود كه در ديوار احداث شده بود به سختى مجروح گرديد . ماژور و . ا . ك . فريزر « 1 » از دسته سواران هند مركزى كه فرمانده بود شخصا
--> ( 1 ) - Major W . A . K . Fraser