سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
698
تاريخ ايران ( فارسى )
يادداشت دولت بريتانيا و پاسخ دولت ايران بنابر دستور تهران در شيراز و نقاط ديگر منتشر گشت . نتائج آن مبسوط بود . دوستان ما مأيوس شدند در حالى كه دشمنانمان مسرور شده و از غرور و نخوت باد به آستين انداختند . در صورتى كه عدم رضايت در پليس جنوب باعث شروع دلنگرانى شديد و ايجاد موقعيت بحرانى جديد گرديد . تصور ميرود كه تسليم يادداشت بدان جهت بجا آورده شد كه يك فوج از قشون انگليس كه در همدان حضور داشت از آن پشتيبانى كند . ولى بايد متذكر شد كه يك لشكر حداقل قوهاى بود كه براى تهديد دشمنان كثير و اميدوار ساختن دوستان ما كفايت ميكرد و با اوضاع جاريه تا موقع برداشت خرمن غيرممكن بود با كمبود وسائل حمل و نقل قواى عظيمى در كشور وارد كرد فرار افراد پليس جنوب پس از شنيدن جواب دولت ايران من مقامات مسئول را مطلع ساختم كه فرار دسته جمعى از پليس جنوب ممكن است زياد اتفاق افتد و بدبختانه پيشگوئى من به حقيقت پيوست . يك هفته نگذشت كه يك افسر جزء و ده سوار از آباده فرار كردند . دوازده نفر ديگر هم در جادهء نزديك دهبيد فرار نمودند و در هرمورد فراريان اسب و اسلحه را همراه مىبردند . فراريان آباده از خود سندى جا گذاشتند كه مدلل ميساخت فرارشان جنبهء سياسى دارد . فراريان توسط يك افسر انگليسى بنام كاپيتان وينتر « 1 » و يكدسته افراد كه وفاداريشان مشكوك بود و دو نفر آنها هم در راه فرار كردند تعقيب شدند . بهرجهت شش نفر از فراريان نزديك اصفهان دستگير گشتند و من دستور اعدام آنها را صادر نمودم . حكم مزبور توسط نايب سرهنگ ت . و . هايگ « 2 » سركنسول انگليس كه همراهىهاى دائميش ذيقيمت بود اجراء گرديد . وقتى خبر اين فرارها رسيد دو گردان از شانزدهمين دستهء راجپوتها ( سربازان هندى ) از شيراز به آباده اعزام گشت ، چه حمايت افسران صف و خارج صف منفرد انگليسى بىنهايت مورد احتياج بود و حضور اين قوا از اتفاقات سوء جلوگيرى كرد .
--> ( 1 ) - Captain Winter ( 2 ) - Lieut . Colonel T . W - Haig