سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

697

تاريخ ايران ( فارسى )

جنوب را حمل ميكردند رها كرده بودند . چند ماه بعد مشهدى جان خان به كلنل گرانت اعتراف نمود كه در مدت غيبت او فخر السلطنه طايفه‌اش را اغوا نموده و از جانب دولت ايران حكم كرده بود كه بهر صورت كه ممكن بشود به انگليس‌ها حمله كرده و مزاحمتشان را فراهم آورند . يك طرز ديگر ابراز خصومت دولت ايران اين بود كه كسانى را كه براى فروش آذوقه بانگليس‌ها نزديك ميشدند باقسام مجازات و آزارهاى شديد تهديد نموده و تنبيه ميكردند . بالاخره نمايندهء وزارت امور خارجهء ايران در شيراز مأمور شد بابت قبائل غارتگرى كه تنبيه شده بودند مطالبهء غرامت نمايد . مبادلهء يادداشت بين دولتين انگليس و ايران در ماه مارس درست ده روز قبل از اينكه پردهء آخرين عمليات جنگ بين الملل در فرانسه بالا رود دولت انگليس يادداشتى جهت دولت ايران فرستاد . پس از تذكر باظهارات رسمى اخير دولت انگليس كه استقلال ايران را بطور دائمى تضمين نمايد در يادداشت ، از ايران تقاضا كرده بود رفتار دوستانه پيش گرفته و سرحدات كشور را براى جلوگيرى از مراجعت جاسوسهاى دشمن حراست كند . همچنين شناسائى رسمى پليس جنوب تا خاتمهء جنگ درخواست شده بود ، با توجه باينكه دولتين پس از آن نسبت به تشكيل يك قوهء متحد الشكلى مذاكره خواهند كرد ، بالاخره ذكر شده بود تا اختتام جنگ قشون انگليس سرحدات آذربايجان را حفاظت خواهد كرد . در ازاء مناسبات دوستانه كمك مالى سرشار و همچنين تعليق قرار داد منفور 1907 وعده داده شد . در ماه آوريل موقعى كه در چشم ناظر عادى عقب‌نشينى قشون انگليس در مقابل نيروى غلبه‌ناپذير دشمن دلالت بر نزديكى پيروزى آلمان مينمود دولت ايران جواب داد كه فرستادن قشون انگليس به ايران سعى در نگاهدارى بيطرفى كشور را كاملا بيهوده خواهد ساخت . بعلاوه پليس جنوب را قوهء خارجى شناخته و آن را تهديدى باستقلال و تماميت ايران ميشمارد . در خاتمه اظهار اميدوارى نموده بود كه حكومت بريتانيا ايران را واگذارده و آن را تخليه نمايند و اجازه دهند ايران به اصلاحات لازمه بپردازد . ولى بنابر معمول تنها پيشنهادى كه رد نشده بود موضوع استعانت مالى بود .