سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

686

تاريخ ايران ( فارسى )

ولى بطور وضوح نشان ميدادند كه ديگر مايل نيستند انگليس‌ها را به نظر متفق بنگرند . تكيه كلام طوطىوارى كه اظهار ميداشتند اين بود « ما با آلمان صلح نموده‌ايم و فقط شما مايليد كه جنگ را ادامه دهيد » . پيش‌بينى شده بود كه از طرف كوچك خان از ميسيون ممانعتى به عمل خواهد آمد ، ولى جز چند جنگجو كه مسلح بودند كس ديگرى ديده نشد و ميسيون وارد رشت شد و از طرف كنسول و مديران بانك استقبال گرديد . از كرسىنشين گيلان جاده از ساحل پست دريا به طرف غازيان كه مركز كسب و كار و در طرف مقابل مرداب انزلى بود ادامه داشت . مساحت 20 ميل جاده از درون جنگل پر از درخت و خفه ميگذرد ، ولى اين حادثه‌جويان بدون برخورد به مقاومتى و بدون وقوع سانحه‌اى به بندر مهم ايران در بحر خزر رسيدند . عقب‌نشينى بسوى همدان در اين موقع كوشش براى رسيدن به باكو منجر بعدم موفقيت گرديد . روسهاى بلشويك كه در بندر انزلى بودند و با كوچك خان همكارى مىنمودند بدون شك در تحت نفوذ جاسوسان آلمان و تركيه قرار گرفته بودند . اينان كاملا كنترل بندر ، كشتىرانى ، تلگراف و نفت را در دست داشتند و از هدف و منظور اين ميسيون كاملا آگاه بودند . بعلاوه از حكومت بلشويك باكو امريه‌اى دريافت داشته بودند كه از پيشرفت اين ميسيون بدان صوب ممانعت كنند . اينها با آنكه اتومبيلهاى زره‌پوش زياد در اختيار داشتند و براى جلوگيرى از ميسيون نامبرده همه نوع قوه حاضر داشتند معهذا در اين امر تأمل و ترديد نموده از حكومت باكو عده‌اى گارد و نگهبان سرخ براى اين منظور تقاضا نمودند . نگهبانان سرخ نيز از باكو فرستاده شدند ولى خيلى دير به اين صحنه رسيدند . جنگلىها هم حاضر نبودند خود را بخطر اندازند ، بنابراين روسها را ترغيب مينمودند كه آتش را از محوطه‌هاى شاه‌بلوطهاى آنان دور سازند . اگر به ضعف و ناتوانى واقعى اين ميسيون پى برده مىشد مسلما در عرض چند روز مورد حملهء قواى بيشمار جنگلىها و نگهبانان سرخ هردو واقع شده و تا آخرين نفر نيست و نابود ميشدند . عليهذا تصميم دانسترويل به اينكه به همدان مراجعت نموده و در انتظار موقع مناسب ديگرى باشد چاره‌ناپذير بوده است ، ولى او بواسطهء طالع مساعد خود هرچند