سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
680
تاريخ ايران ( فارسى )
يعنى تركها در ايران غربى ديگر نميتوانستند موقعيت خود را حفظ كنند . زيرا از طرفى انگليسها در بين النهرين پيشرفت مينمودند و روسها به زودى آرتش سيزدهم آنها را در شاهراه تاريخى تعاقب نموده و آنان را از مركز بيرون ميكردند . روزى كه بغداد تصرف شد تركها كرمانشاه را تخليه نموده و پس از دفاع بسيار سختى از گردنهء پايتاق در يازدهم ماه مارس در حالى كه خسته و فرسوده شده و از گرسنگى نيز در رنج بودند بقصر شيرين رسيدند ، ولى انتظام آنها به كلى كسسته نشده بود . در اينموقع انگليسها با وجود كوششى كه براى قطع رابطهء نيروهاى فرارى تركيه نمودند ولى آن به نتيجه نرسيد . يك نيروى مشتمل بر دو بريگاد كه از بغداد فرستاده شده بود در 25 مارس به جبل حمرين رسيد ولى ديد كه اين كوه بوسيلهء نيروهاى بزرگى از لشكر 18 اشغال شده و تا وقتى كه لشكر 13 در عقبنشينى خود به محل امنى نرسيد اين لشكر مواضع خود را ترك ننمود . روسها چون راه را خالى ديدند يك اسكادران قزاق در 2 آوريل حركت نموده و در قزل رباط به انگليسها پيوستند ، ولى شب بعد دوباره مراجعت نمودند . در اينموقع حفظ تماس و اتصال بين دو نيرو وجود نداشت . ولى انگليسها به متفقين خود براى برقرار شدن و تحكيم مواضع خود در رود دياله كمك ميكردند . تجزيه يا انحلال آرتش روس در ايران ماه مارس 1917 كه بواسطهء تسخير بغداد قابل يادداشت است ، همچنين شاهد خلع تزار و انتشار اولين فرمان مشهور آرتش ( شماره يك « 1 » ) كه مقدمهء انقراض و اضمحلال امپراطورى روس بود نيز مىباشد . نيروهائى كه متجاوز از مدت 2 سال با چه لجاجت و سرسختى جنگيده بودند روحيهشان فاسد شده و شرافت و ديسيپلين نظامى خود را به كلى از دست دادند . در ماه ژوئن 1817 من يك ناظر افسردهء اين رژيم نو و نظامات جديد بودم . قزاق ها در اصفهان كه در سال پيش نيروى خوبى بودند حاليه از نگهبانى و قراول دادن امتناع نموده به افسران خود سلام نداده و حتى آنها را از اردوگاهها نيز بيرون كردند . بعضى
--> ( 1 ) - اين دستور به سربازان القاء گرديد كه چون از حيث حقوق سياسى با افسران مساوى هستند بنابراين نبايد به آنها سلام بدهند ، و آن بوسيلهء سويتها به مجمع سربازان و كارگران انتشار يافت . ( مؤلف )