سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
672
تاريخ ايران ( فارسى )
راهزنى بازداريم . مخصوصا از بهم خوردن مناسبات با او پرهيز نمائيم . ورود قواى امدادى و نيز تصرف بغداد در بهبود موقعيت محلى ما تأثيرى بسزا بخشيد و بدين جهت صولت از خود ابراز تمايلى براى موافقت حاصل كردن با ما نشان داد . ما هم كه آرزوئى غير از اين نداشتيم ترتيب ملاقاتى با او در نزديكى خانه زينيان داديم . اما او مايل به آمدن شيراز نبود ، چه در آن صورت مجبور ملاقات با فرمانفرما كه به او كاملا بىاعتنا بود ميگرديد . وقتى من او را ملاقات كردم بنظرم يك شخص خوش قيافهء چهل ساله آمد كه چانهاى كوچك و رفتارى كاملا متفرعن و خودپسندانه داشت . براى يك نفر رئيس بدوى اطلاعاتى از حوادث و وقايع كه او خود اظهار داشت نسبتا مهم و قابل ملاحظه بود و او ظاهرا از مراودهء با صاحبمنصبان نظامى و كشورى انگليسى در سالهاى گذشته استفاده كرده بود . ما راجع بمسائل مختلف به طرز و آئين بدوىها بحث كرديم و او ابا داشت از اينكه در اولين ملاقات جوابى به آنها دهد . روزها را او در يك چادر دو پوشه ميگذرانيد ، ولى شبها از ترس قتل هيچوقت دو شب متوالى در يك قسمت معين اردوى خود نمىخوابيد . بلكه هرشب در يك جا بيتوته ميكرد . عاقبت الامر پس از مذاكرات زياد با ما يك قراردادى بست كه نسبت بدولت ايران مطيع و وفادار بوده ماليات مقرره را پرداخته و افراد قبايل را از راهزنى ممانعت نمايد . ما هم در مقابل از طرف فرمانفرما موافقت نموديم كه اگر او به عهد خود وفا كرد ما هم در مقابل او را به سمت ايلخانى بشناسيم . نتيجهء اين ملاقات رضايتبخش بود ، چه در اثر آن صولت از دشمنى علنى با ما در مدت تابستان 1917 در موقعى كه ما ضعيف بوده و نهفقط مشغول تجهيز پليس جنوب بلكه ساختن راههاى ارتباطى و نيز پستهاى نگهبانى بعلاوه ساختن جادههاى اتومبيلرو بوديم دست كشيد . صولت يقينا افراد قبايل خود را از راهزنى در گردنهها به نسبت زيادى ممانعت نمود و دست ما را براى مقابلى با ديگر قبائل مزاحم آزاد گذاشت . ما ميدانستيم كه اين موافقت هميشگى نيست و صولت كاملا غيرقابل اعتماد است . همچنين ما از اين قضيه آگاه بوديم كه عدم ابراز خصومت با ايل قشقائى كه شايد قوىترين ايلات در ايران