سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

666

تاريخ ايران ( فارسى )

بوشهر سكنى داشتند متصل در ارتباط بود و اين سبب شده بود كه موقع باريك و خطرناك گردد . در ابتدا اين شورش به نظر ميآمد كه چندان داراى اهميت سياسى نباشد و اميد ميرفت كه اقدامات فورى موقع را از خطر نجات بخشد ، ولى در حقيقت دامنهء شورش تا وقتىكه حقائق تازه‌اى كشف نشد در توسعه بود و نتوانستيم بر آن فائق آئيم . بين شيراز و كازرون دو معبر يا گردنهء بسيار سخت و مشكلى وجود دارد كه يكى از آن دو كتل پيره‌زن است كه از ارتفاع 7400 پا ميگذرد و بعد در يك سراشيبى چهار ميلى سه هزار پا از ارتفاع آن كاسته مىشود . بعد از آن گردنهء دختر است كه داراى شيب خيلى تندى بوده و بايستى از آن بالا رفت ، در اينموقع فصل زمستان فرارسيده و برف باريده بود . بنابراين تصميم گرفته شد كه يك نيروئى شامل قسمت عمدهء ستون و يك دسته از پليس جنوب فرستاده شود كه در صورت عدم مقاومت به كازرون حمله برند ، ولى اگر گردنهء جنگل‌دار بالا كه پر از درخت است بدست دشمن افتاده باشد با كمال احتياط عمل كنند . من از اين قسمت كشور دو بار عبور نموده و كاملا به وضع آنجا آشنا بودم و ميدانستم كه اگر كوهستانيها به ناصر ديوان پيوسته باشند با يك نيروى كوچكى عبور خصمانه از آنجا غيرممكن خواهد بود . حقيقتا مقاومت آنها شديدتر از آنچه كه پيش‌بينى ميشد بوده و سلسلهء جبال بوسيلهء صدها تفنگچى حفاظت ميشد . خوشبختانه قبل از اينكه ستون وارد تپه‌ها شود از پيشرفت آنها جلوگيرى شد و به زودى فهميده شد كه براى روبرو شدن با اين وضعيت يك نيروى عظيمى لازم است . بنابراين پس از جنگ و زدوخورد جزئى كه بهر دو طرف تلفات جزئى وارد آمد فرمان عقب‌نشينى به شيراز داده شد . اين يگانه موقعى بود كه اين ستون در تمام مدت خدمت سه سال خود در ايران به عدم موفقيت برخورد كرد . نتيجهء شورش اين شد كه تفنگداران جنوب ايران ( پليس جنوب ) جاده را فقط تا چند ميلى آنطرف خانه زينيان محافظت ميكردند و فاصلهء بين اين قريه تا نزديكى بوشهر بر ضد حكومت ايران در شورش بودند و تا وقتى كه بتوان رئيس قشقائى را كه سلسله جنبان اين شورش بود شكست داده و مغلوبش ساخت براى افتتاح مجدد جادهء كاروان‌رو