سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

660

تاريخ ايران ( فارسى )

اما در فارس آنها مواجه با عدم موفقيت گرديده و ملتفت نبودند كه در آنجا با يك مسئلهء بسيار جدى و خطيرى مواجه ميباشند . سرهنگ يالمارسون « 1 » درخواست نمود كه هزار و پانصد نفر براى نگاهبانى جاده و هزار و هشتصد نفر براى تشكيل يك دستهء سيّار براى او فرستاده شود و حال آنكه عده‌اى كه وى بدان احتياج داشت دوبرابر آن عده بود . بعلاوه افسران سعى داشتند كه عده‌شان را پيش از تكميل تعليم و تربيت ، در جنگ به كار ببرند و اين نتائجى كه بار آورد فلاكت‌بار بوده است . چنان كه در يك مواجههء با قشقائىها نزديك شيراز اين ژاندارمها بدون اينكه ضربه‌اى بدشمن وارد كنند تسليم شده و خلع سلاح گرديدند . اساسا اشتباه سوئديها در اين بود كه براى حفظ امنيت يك جاده پست‌ها و پاسگاه هاى بزرگ يا كوچك در امتداد آن به پا كرده هيئتى از سربازان را زياد يا مختصر در آنها مستحفظ ميگذاشتند و كوچكترين اين پست‌ها كه چهار يا پنج ميل از هم فاصله داشت فقط توسط هشت نفر محافظت ميشد و تصديق ميكنيد كه آن ، عشائر و ايلات غارتگر را براى ربودن چنين طعمه‌اى اغوا مينمود . چنان كه مكرر در مكرر آنها را دستگير كرده و تفنگ هائى كه چشم بدان دوخته بودند بدون تلفات از آنها ميگرفتند . اين مستحفظين و پادگان‌ها كه آنها را براى تعليم به مراكز و پاسگاههاى عمده نبرده بودند هيچگونه عقيده‌اى به انضباط نداشتند . آنها از كاروانها در حين عبور باج راه ميگرفتند و هيچ از قراسوران يا سربازهاى محلى كه جانشين آنها شده بودند بهتر نبودند ، در حالى كه دولت ايران براى آنها متحمل بودجهء سنگينى شده و مبالغ هنگفتى صرف آنها مينمود . اين مطلب را نمىتوان بطور وضوح فهميد كه تنها طريقهء حفظ امنيت يك جاده در ايران حملات ناگهانى توسط ستونهاى تعليم ديدهء سيّار به عشائر مهاجم و غارتگر است . تعجب در اين است كه ايرانيان اين طريقه را « كريكت » كه يكنوع بازى است خيال ميكنند كه اگر به هدف اصابت كند تصادفى است . فرمانفرما هميشه اظهار ميداشت كه ما نبايد عشائر را

--> ( 1 ) - Colonel Hjalmarson .