سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
659
تاريخ ايران ( فارسى )
مركزى » واگذار كرديد . در همين اوان انگليسها تمايل دولت ايران را دربارهء تشكيل ژاندارمرى تحت نظر افسران سوئدى تأييد و تقويت نمودند ، هرچند از اين نظر كه روسها در شمال ايران قواى قزاق را تحت نظر افسران روسى تربيت نموده و مدت يك نسل بود كه آن وجود داشت مناسب بود كه اين كار به افسران انگليسى سپرده شود . اين اشتباه كه در آنوقت رخ داد خيلى براى ما گران تمام شد . افسران سوئدى - مشى و رويهء و عدم موفقيت آنها افسران سوئدى كه عدهء آنها بيست نفر بود و در ماه اوت 1911 بايران رسيدند با مشكلات زيادى مواجه شدند . اين افسران هيچگونه اطلاعى از كشور ايران و مردم و زبان آن نداشتند . بعلاوه به طرز سلوك با مسلمان نيز آشنا نبودند . دولت روسيه كه قواى قزاق را در دست داشت با ايجاد نيروى جديد كه رقيبى براى او بود به چشم دوستانه نمىنگريست . دولت ايران هم هرچند شائق بود كه اين افسران در كار خود موفقيت حاصل كنند معهذا اغلب به آنها كمكهاى لازم را نميداد . مخصوصا موضوع پرداخت حقوق خيلى نامرتب بود . اما برعكس سفارت انگليس از اين نيرو پشتيبانى نموده و به آنها از طريق دادن مساعده و طرق ديگر كمك مينمود . چه ميدانست كه در صورت عدم موفقيت اين دسته در اعادهء نظم و امنيت ، ايران به ولايات متعددى كه دزدان و غارتگران آنها را جاروب كردهاند منحل خواهد شد . در مرحلهء اول دستهء نادرستى براى ژاندارمرى نامنويسى كرده ، ولى بتدريج افراد بهترى به آنها پيوستند و بر اثر آن بناى ترقى و پيشرفت را گذاشتند . سوئدىها افراد خود را به خوبى تعليم ميدادند ، ولى در مواقع غيررسمى و غيررژه نتيجهء اين تعليمات كمتر از طرف افراد بظهور ميرسيد . سوئدىها پرداخت حقوق نفرات را به افسران ايرانى محول داشتند كه آن باعث اختلاس زيادى گرديد . سوئدىها خود را فقط بعنوان يك معلم و راهنما محسوب ميداشتند ، ولى در شمال ايران كاملا و زياده از حد موفقيت بدست آورده و همانطور كه در فصل هشتاد و چهارم ذكر شد قضيهء بختيارى را در تهران با كمال خوبى فيصله دادند ، بدين جهت بر اعتبار و شهرت اين نيرو بطور قابل ملاحظهاى افزوده شد .