سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
651
تاريخ ايران ( فارسى )
حملهء منظور تركها موفق شده بوديم . ازاينرو وضعيت در اصفهان بطور قابل ملاحظهاى بهبود يافته و ما توانستيم توجه خود را به تأمين راههاى بازرگانى معطوف داريم . روسها تحت تعليمات فرمانده جدى كه داشتند جادهء بزرگ و اصلى تهران را كم و بيش امن نموده بودند ، ولى براى حفاظت راه شيراز و نيز راهى كه از جبال بختيارى به اهواز ميرفت چندان جديتى ننمودند . يگانه اهتمامى كه در اين باب به عمل آوردند فقط به دستههاى اشرار و راهزنان اين ناحيه حملات كوچكى به منظور سركوبى به عمل آوردند كه چندان خالى از موفقيت هم نبوده است و اگر اين قزاقهاى روسى نبودند دولت ايران براى دفع اين اشرار و راهزنان هيچ تهيهاى نداشت . هرچند كه يك نيروئى از قزاقهاى ايران تحت تعليمات معلمين روسى تشكيل شد . اما اين نفرات جديد از لحاظ مادى و لوازم و اسباب خوب نبودند . در هرحال مدتى لازم بود كه آنان زير دست معلمين و مشاقان خوب تعليم بگيرند تا اينكه بتوانند در ميدان جنگ حاضر به خدمت شوند . روسها از بختياريها بهيچوجه صرفنظر نكرده و تمام هستى ليدرهاى متخاصم را ضبط كردند . از جمله مايملك بىبى مريم خواهر سردار ظفر را كه رل مهمى را بازى كرده بود غارت نمودند . آنها تمام فروش و اثاثيه ، اسبان و نيز نقود و جواهراتى را كه بدست ميآوردند يا فروخته و يا خود نگاه ميداشتند . اما اراضى و خانهها را جزو املاك خالصهء امپراطورى تزار قرار داده و بمعرض حراج و مزايده ميگذاشتند و اين در حقيقت يكى از اقداماتى بود كه قابل ايراد و اعتراض بوده است . قزاقها هرجا كه ميرفتند از مردم هر چيز كه مىخريدند قيمت و بهاى آن را نمىدادند و اين اگرچه عادت معمول ايران بوده - است معهذا راه توبيخ و ملامت و هرگونه شكايت را مفتوح ميساخت . هيچ طائفهاى در ايران به قدر ارامنه با ما گرم نگرفتند . رئيس مذهب آنها به من اظهار داشت كه وقتى كه خبر ورود ترك باصفهان بما رسيد به منتها درجه در تشويش و اضطراب بوديم . لذا رئيس كليسا تلگرافى به گراندوك نيكلا كرده و از وى حفاظت فرقهء ارامنه را تقاضا نمود . او هم اظهار داشته بود كه بيشتر سلامتى جامعهء ارامنه بسته به ورود ستون ما به اصفهان است .