سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

631

تاريخ ايران ( فارسى )

براى بعض جهات مخصوص زمان جنگ خود را حاضر ميساخت . از هيت مزبور در هرات بگرمى پذيرائى شد ولى بعد بتدريج از اهميت آنها كاسته شده و از نظر مردم افتادند . زيرا اعضاى هيئت ، افغان‌ها را پست و وحشى شمرده و حتى در رديف حبشىها قرار ميدادند . بعلاوه هرچيزى را كه در آنجا ميديدند علنا انتقاد كرده و بد ميگفتند . اين حركت كاملا باعث تنفر مردم ميشد . پس از چند هفته اقامت اين هيئت سى و چهار نفرى بسوى كابل حركت نمودند . در آنجا نيز از ايشان با كمال احترام پذيرائى شد . معهذا وقتى كه آنها مقصودشان را اظهار داشتند امير جواب مطالب آنها را به تأخير انداخته و دستور داد كه مجمعى مركب از نمايندگان قبائل و عشائر كه خود كارى بود كه خيلى طول ميكشيد تشكيل شود . بعد هم جلسات و مذاكرات زيادى با آلمان و نيز شور و مشورت‌هاى تمام نشدنى با مشاورين و معتمدين خود در اين باب به عمل آورد . تا آنكه حضرات بتدريج فهميدند كه بىكمك قشون ترك ممكن نيست امير را جلب كرده و از وى استفاده نمود . عاقبت براى اعضاى ميسيون در حال ياس اين فكر پيدا شد كه كودتائى در آنجا ترتيب دهند . اعليحضرت آخر الامر آنها را جواب داده و گفت كه تا وقتى كه يك عدهء زيادى از قشون ترك با سازوبرگ وارد كابل نشود صلاح نميداند از حكومت هند رشتهء ارتباط خود را قطع نمايد . ميسيون تيرشان به سنگ خورده و در آخر با عدهء كمى دوباره از مرز گذشتند . نيدرماير نيز لباس زنانه پوشيده و بدين سبب از توقيف خود جلوگيرى نمود . يك دستهء ديگر از آلمانها در ماه ژوئيه به قائن رسيد ، ولى بواسطهء ورود عده‌اى قزاق روسى برگشته مقدار زيادى اسلحه و مهمات جنگى بجا گذاشتند . قدرى پائين‌تر در جنوب هيئتى كه قبلا ذكر نموديم تهيهء زيادى ديده بودند كه از راه خبيص از صحراى لوت عبور كنند . چون اين راه پيچ خورده به جادهء معروفى ميرسيد كه فقط در آنجا آب بود هيئت مزبور در نزديكى ده سلم ( يا ده ملا ) به سواران پاسبان هندى برخوردند . يكى از آلمانها گرفتار شده و بقيه با نهايت تردستى به طرف كرمان برگشتند . آخرين كوششى كه از آنها به عمل آمد اين بود كه براى عبور از بم به منظور رفتن نزد بهرام خان بمپورى به نظر تاخت‌وتازهائى به بلوچستان انگليس كوششهائى به عمل آوردند . اما بلوچ‌هاى