سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
625
تاريخ ايران ( فارسى )
بزرگى بنمايد و البته سادگى و زودباورى شيرازيها هم بيشتر به او كومك ميداد . حماقت و سادگى كسانى كه گول او را مىخوردند از مثال زير معلوم مىشود تا چه اندازه بوده است . واسموس يك تاجر متمول شيرازى را جلب و اغوا نمود كه جاسوس آلمان شده و به او خبر داد كه قيصر شخصا با بىسيم به او خبرى خواهد فرستاد . نامبرده وارد اطاقى شد كه واسموس تلگرافى را مخابره ميكرد و دستگاه تلگراف را به تيرى وصل نموده بود . واسموس با كمال جرئت به تاجر مزبور خبر داد كه الآن قيصر خودش شخصا در دفتر تلگراف برلين حاضر شده و ميخواهد با او صحبت كند . بعد به او گفت كه زمين را سه مرتبه بوسه زند . پس از چند تقتق مخابره به او خبر داد كه اينك قيصر از حال او پرسش مىكند و ديگر مطابق رسوم ايران به او اظهار داشت كه درازاى اين اظهار مرحمتى كه از طرف قيصر آلمان به او شده مبلغ هنگفتى به او تقديم شود . بالاخره از راه همين نيرنگ يك حوالهاى معادل ده هزار ليره واسموس از آن تاجر دريافت نمود . قيصر با كمال بزرگوارى مبلغ مزبور را قبول نموده و قول داد كه عكس خودش را بوسيلهء تلگراف بىسيم براى آن بازرگان بفرستد ، حقيقة اين عكس در ظرف دو روز بدان شخص رسيد . نامبرده بدين خيال موهوم كه مورد توجه امپراطور آلمان واقع شده است مشعوف بود . تا در نوامبر سال 1916 با ورود نگارنده به شيراز تمام اين نقشهها به هم خورده و بساط حقهبازى برچيده شد ، تاجر نامبرده به من شكايت ميكرد و ميگفت « من گه خوردم » . در پائيز سال 1915 هنوز قونسول آلمان وسترو « 1 » بهمراهى افسران سوئدى و ايرانى و اعضاى ژاندارم اهالى را بر ضد انگليسها تحريك و به فتنه و فساد خود ادامه ميداد . مخبر السلطنه بر اثر نفوذ بريتانيا به تهران احضار شد ، ولى قوام الملك هم كه بعد از او به سمت فرماندار كل معين شده بود اقتدارى در كار خود نشان نداد . اين مرد با وجود نفوذ خانوادگى چند صد ساله و رياست ايل خمسه معهذا نميتوانست در مقابل ژاندارمرى كه داراى اسلحهء خوب و توپهاى خود كار شنيدر بودند جنگ و مقاومت نمايد . علامت رسيدن موقع بحرانى و خطرناك قتل نايب كنسول افتخارى انگليس نواب غلامعلى خان
--> ( 1 ) - Wustrow