سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
614
تاريخ ايران ( فارسى )
را خوب كند اما قادر نبود كه وزراى خود را كه بعضى هشتاد ساله بودند تحت كنترل در آورد . در ميان اهالى شهر و قصبات كه بعد از امراء و خانها و خانزادهها زياد به حساب گذارده ميشوند نسبت به تركان در جاهاى معينى اظهار همدردى شده اغلب ميگفتند « بگذاريد مسيحيان همديگر را از بين برده و نيست و نابود شوند » . در ميان ايرانيان يك بغض و عداوت آميخته به خوف و ترس نسبت بروسها وجود داشت . اما در مراكز و مقامات مطلع احساسى كه وجود داشت اين بود كه ميگفتند بريتانياى كبير مغلوبكنندهء ناپلئون بالاخره جنگ را خواهد برد ولى رويهمرفته ما از اينكه متفق روسيهء منفور بوديم خيلى مورد تنفر واقع شديم . نيروى نظامى در آنزمان شامل بريگاد قزاق بود كه در تحت فرماندهان روسى قرار داشت . عدهء اين دستجات در حدود هشت هزار نفر بود كه مركز ستاد آن در تهران و دستجات آن در تبريز ، قزوين و همدان و جاهاى ديگر بودند . ژاندارمرى سوئدى به هفت هزار نفر بالغ بوده و در اغلب شهرهاى مختلف ايران مخصوصا فارس دستههائى داشت . اينها شوارع عمومى و جادههاى عمده را حفاظت ميكردند . دستجات سربازان دولت ايران كه فقط افسران ايرانى داشتند بايد دانست كه داراى ارزش نظامى نبوده و از هردو طرف متحارب در ظرف مدت جنگ كاملا ناديده انگاشته ميشدند . اين دستجات نه فقط بىثمر بودند بلكه در واقع يك خطر جدى براى جادههائى كه محافظت ميكردند بشمار ميآمدند ، زيرا كه آنها تحت رؤساى غارتگرشان دزديهائى بندوبست كرده و باج سبيل ميگرفتند . اما نيروى دريائى و آن در ايران اصلا وجود خارجى نداشت . تجاوزات روس و ترك در آذربايجان در بروز جنگ بزرگ بين الملل ، ايران بطوريكه ذكر شد بيچاره بود . چه او عملا نه قشونى داشت كه بتوان به آن اعتماد نمود و نه پول و بدتر از همه يك روح جنگى هم بين ايرانيان وجود نداشت و چون قادر بدفاع خاك خود از هجوم متحاربين نبود نواحى شمال غربى و غرب ايران از جزرومد آرتشهاى روس و ترك صدمات و خسارات هنگفت زياد ديد . در ابتداى امر به نظر مستبعد ميآمد كه ايران كه دوردست واقع شده بود صحنهء جنگ گردد . ليكن در واقع