سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
611
تاريخ ايران ( فارسى )
در اينجا كار كرده و آلمانها نائل به مقصود نشدند . در سال 1906 كمپانى هامبورك آمريكا وارد خليج فارس شد و شركت لجوج و خودسر ونك هاوس نمايندهء او گرديد و در اولين كشتى بخارى يقينا احساساتى در مردم توليد كرد . سرنشينان آن از اعراب در داخل كشتى پذيرائى شايانى نمود و كاملا توجه آنها را به طرف خود جلب نمودند . ميزان تجارت در اول خيلى كم بود ولى بسرعت در بصره بر مقدار آن افزوده شد و علت آن بارگيرى مواد زيادى براى راهآهن بود . درست قبل از بروز جنگ بين الملل اول وزارت امور خارجهء بريتانيا مشغول مذاكرات و قرارهائى با آلمانها و نيز تركها بود ، كه نتيجه تا جائى كه به آلمان مربوط بود اين شد كه دولت مزبور يك موقع مستحكمى ( اگر بگوئيم سيطره و نفوذ ) در بصره آخرين ايستگاه خطآهن مقدر آيندهء بغداد بدست آورد . در خود ايران نيز آلمانها در اين بيست سالهء اخير براى بدست آوردن نفوذ كوششهاى زياد نمودند و شايد آخرين درجهء موفقيت وى افتتاح يك كالجى در پايتخت بود كه معلمين آن آلمانى بودند و دولت ايران ساليانه به آنها كمك خوبى مينمود . واردات آلمان كه مخصوصا رنگهاى مصنوعى بود بتدريج افزايش يافت و سفراى او در آبهاى گلآلود تهران ماهى ميگرفتند . ايران قبل از جنگ بزرگ در ظرف هفت سالى كه بين قرارداد انگليس و روس و بروز جنگ بين الملل فاصله بود ايران در يك حال تشنج و بسيار بدى قرار داشت . روسيه مانند يك دولت غارتگرى با وى رفتار مينمود و دائما از موقع استفاده نموده و يا مواقع بحرانى ايجاد ميكرد و براى دخالت خود بهانههائى ميتراشيد . انگلستان براى جلوگيرى از اين اعمال و حركات ژاندارمرى سوئدى را تقويت نموده و سعى ميكرد براى جنوب ايران حكام لايقى انتخاب نمايد ، نائب السلطنه فقط براى ترتيب جشن تاجگزارى شاه جوان كه در ماه ژوئيه 1914 اتفاق افتاد بايران آمد و پس از آن دوباره به طرف اروپا حركت كرد . مجلس شوراى ملى تا خاتمهء جنگ باز نشد و شاه هم در نطق خود بيطرفى ايران را اعلام داشت . در مدت اين هفت سال اميران و شاهزادهگان مانند حكام