سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
612
تاريخ ايران ( فارسى )
و ملاكين از كمك و امداد بعوائد دولت استنكاف نموده و نيز مثل مستمرى خورها از خون كشور خود را فربه ميكردند . شرح زير نمونهايست از افكار و روحيهء آنان : « فرمانفرماى خراسان پيرمردى بود بسيار متمول و املاك زيادى در نيشابور داشت و اولادى هم نداشت . وى طورى بيرحمانه به تمامى طبقات ظلم و ستم روا ميداشت كه من يكوقت او را سخت مؤآخذه كرده و گفتم كه چرا بايد يك شخص ثروتمندى مثل او اينطور مردم را بيرحمانه بچابد . در جواب گفت صاحب ، حق با شماست ولى من در تمام عمرم اين كار را كردهام ، حال اگر بخواهم آن را ترك كنم تمام مشغوليت و سرگرمى و لطف زندگانى من از دستم خواهد رفت . » راستى اگر روسيه عمليات خود را براى تملك شمال ايران كه آن عبارت بود از حمايت ملاكين عمده و بازرگانان در خراسان ، قبول و جمعآورى عوائد و درآمدهاى متعلقهء بدولت ايران از اتباع ايرانى در آذربايجان ، خريد دهات و قصبات در ولايت استراباد ( گرگان فعلى ) به قيمتهاى اسمى بوسيلهء فشار زياد و وارد كردن اتباع روسى براى كار كردن در آنجا و بالاخره تشبث بوسائل وقيح و نگفتنى ديگر را همينطور ادامه ميداد هرآينه ايران در مدت يك نسل به كلى محو و نابود ميشد ، ولى اضمحلال و انهدام روسيه ( يعنى روسيهء تزارى ) شانس ديگرى يا بخت و اقبالى بايران براى نجات داد .