سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

598

تاريخ ايران ( فارسى )

مورد شك و ترديد بود وادار به استعفا كردند ، بجاى او صمصام السلطنه را سركار آوردند و او هم ميدانست كه اگر شاه تاج‌وتخت خود را بدست بياورد هيچ اميد عفوى براى او باقى نخواهد بود . محمد على شاه نيروئى فراهم كرده و بسوى تهران حركت نمود ، ولى مغلوب گرديد . سالار الدوله نيز كه با دسته‌اى از طوائف بدوى در همان زمان از سمت كرمانشاه حركت كرده بود مغلوب شد . روسها بدون شك با شاه مخلوع مساعدت ميكردند . من بخاطر دارم كه همكار روسى من در مشهد علنا براى شاه و بنفع او كار ميكرد . مخصوصا بشاه اظهار داشته بود كه بهتر است وى شهر مقدس مشهد را پايتخت كرده و قواى خود را در آنجا تمركز دهد . خوشبختانه براى ايران حكومت انگلستان براى بازگشت شاه به تخت سلطنت هيچگونه تمايلى از خود بروز نداد و در آخر هم نظريهء آنها باعث بيرون راندن محمد على شاه از ايران باروپا گرديد . سوگوارى شاه سابق كه به نظم بوده و توسط برون ترجمه شده چنين است : اگر سوى تهران نمايم گذر * كنم جمله را شقه قصاب‌وار همه خلق را از صغير و كبير * به توپ شرپنل به بندم قطار به برم سر نايب السلطنه * كه كار مرا كرده از عقل زار برآرم بچاقوى ذلت برون * دو چشمان احمد شه نامدار ز سردار اسعد بدرم جگر * سپهدار را مىكنم پارپار همان پارلمان را به‌بندم به توپ * كه حلواى مشروطه شد زهرمار ميسيون مالى آمريكائى 1911 م مشكلات و گرفتاريهاى مالى دولت ايران خيلى مهم بود . دولت براى گرفتن وام از سنديكاهاى خصوصى كوششى به عمل آورد ، ولى روسيه چون سياست خود را در ايران بر بسط نفوذ قرار داده بود تمام آن عمليات را عقيم ساخت و اصرار ميورزيد كه فقط از دو دولت بايد قرض گرفته شود . در كابينهء دموكرات‌ها بود كه توانستند با دولت آمريكا قراردادى براى اعزام مستشاران بيغرض مالى به‌بندند . اين هيئت تحت رياست مستر مورگان شوستر در ماه مه 1911 بايران رسيدند . هيئت مزبور اوضاع تيره و تاريك كارها و جريان خراب امور را