سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

597

تاريخ ايران ( فارسى )

روسيه شديدتر ميشد و نواب حسين قلى خان كه سفير ايران بود بىجهت اشكالات زيادى مىتراشيد و حتى براى انجام كارها و مسائل جزئى از خود اراده نداشت . آخر الامر در تحت فشار روسيه مجبور به استعفا شد . مسئلهء نيابت سلطنت 1910 م پس از مرگ عضد الملك لازم شد كه يك نايب السلطنهء ديگرى انتخاب شود . دموكرات‌ها قواى خود را جمع‌آورى نمودند تا شايد بتوانند اين پست مهم را براى يكى از رفقاى خودشان درست كنند . آنها چون از سردار اسعد تنفر داشتند به مستوفى الممالك رأى دادند . سردار نامبرده فورا با آنها بناى خصومت را گذاشته و با سپهدار بار ديگر رابطهء دوستى برقرار نمود . اكثريت زيادى به ناصر الملك كه در آنوقت در انگلستان بود رأى دادند ، ولى او از باب اينكه بين دو حزب عداوت حكمفرما بود از قبول نيابت سلطنت سرباز زد ، ولى افكار عمومى دچار هيجان و اضطراب شده و بالاخره ناصر الملك بايران برگشت و اين پست عالى ولى طاقت‌فرسا و غير قابل تشكر را قبول نمود . مستوفى الممالك در نتيجهء عقائد عمومى مجبور به استعفا شد و سپهدار دوباره كابينه‌اى تشكيل داد . سردار اسعد هم به اروپا رفت . كوشش شاه مخلوع 1911 م در پائيز سال 1910 دولت ايران به سفارتخانه‌هاى روس و انگليس گزارش داد كه از روى اطلاعات واصله شاه مخلوع بين تركمان‌هاى نزديك استرآباد ( گرگان فعلى ) مشغول تبليغات به منظور مراجعت خود بايران است . بدين مناسبت آنها پيشنهاد كردند كه مقررى او را قطع كنند ، ولى سفارتخانه‌ها در اين باب اعتراض كردند . در ماه ژوئيه 1911 شاه مخلوع با لباس مبدل از روسيه عبور كرده با اسلحه و مهمات به قصد آب‌هاى معدنى در نزديكى استرآباد پياده شد . مراجعت شاه سابق توليد اضطراب و وحشت عجيبى در تهران نموده و يك چند حالت ياسى حكمفرما بود . بتدريج براى مبارزهء با اين پيش‌آمد تصميماتى گرفته شد . اولين قدمى كه برداشته شد آن بود كه سپهدار را كه وفادارى او نسبت به نظامات جديد