سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
591
تاريخ ايران ( فارسى )
پس از مراجعت باصفهان دو رئيس بختيارى به سفارت تلگراف نموده و مراتب حقشناسى خود را براى آزادى تبريز ابراز داشتند ، ولى در ضمن تمنا كرده بودند كه بعد از اين از هرگونه مداخلهاى در آنجا خوددارى نمايند . در خاتمه پس از اعتراضات بىاساس صداقت و وفادارى ، اخطار كرده بودند كه اينك در جناح حركت به تهرانند تا شاه را مجبور كنند عهود و مواثيق خود را با ملت بانجام برساند . محمد على شاه كه در اينموقع به خطر جدى كه تخت و تاج او را تهديد مينمود پى برده بود قول داد كه مشروطه را دوباره « بدون هيچ تغييرى » اعاده دهد ، ولى ديگر وقت گذشته بود . پيشوايان ملت ديگر به روسيه اعتماد و اطمينان نداشتند و فهميدند كه آندولت مايل به در دست گرفتن كنترل و نظارت نواحى شمالى است و شاه را براى اين منظور آلت خود نموده . همچنين ملتفت شدند كه بريتانياى كبير با آنكه صميمانه با مشروطه همراه و موافق است وى بواسطهء « قرارداد انگليس و روس » دست و پايش بسته و كاملا در قيد نفوذ روسها است . ايرانيان مخصوصا مايل بودند كه ديگر زير بار هيچ قرضهاى نروند ، زيرا به اين نكته متوجه بودند كه در ازاء آن وثيقههائى كه از منابع ملى داده مىشود قهرا سلطهء خارجى را در ايران زياد مىكند . حركت بسوى تهران ژوئن 1909 م : پس از شور و مشورت و ترديد زياد بالاخره بختياريها حركت خود را به طرف شمال كه آن مقدر بود شروع نمودند . نمايندگان دو دولت به سردار اخطار نمودند كه اين اقدام « باعث كدورت و رنجش دو دولت شده و مقصودى را كه او در نظر گرفته است به مخاطره مياندازد . » اما وى جواب داد كه فشار عقائد عمومى او را مجبور به حركت به طرف تهران نموده است . دولت روسيه در مقابل نيروهائى در باكو تمركز داده تا در موقع لزوم بايران اعزام دارد . وضع و ترتيب نظامى بدينطريق بود : شاه در چادرى در خارج شهر تهران با پنج هزار نيروى ايرانى مهيا بود . از بين بريگاد قزاق هشتصد نفر مأمور نگاهدارى تهران ، سيصد و پنجاه نفر مأمور محافظت پل كرج واقع در 25 ميلى معزب تهران و يك دستهء دويست نفرى در طرف جنوب انتظار بختياريها را ميكشيدند . يك دسته 1500 نفرى با شش توپ