سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

592

تاريخ ايران ( فارسى )

كه در كاشان با بختياريها تصادم نموده بود در مقابل آنها به سوى تهران عقب مىنشست . عدهء افراد بختيارى دو هزار نفر با چندين عرابه توپ بود و نيروى نظامى رشتىها شايد نصف اين عده بود . در شاه آباد بريگاد قزاق با كمك بختياريهائى كه برله شاه ميجنگيدند با بختياريهاى مليون تصادم نمودند ولى به طرف تهران عقب رانده شدند . پس از آن سردار اسعد به طرف رود كرج پيشرفته با نيروى رشت تماس حاصل نمود . تصرف تهران و خلع شاه از سلطنت ژوئيه 1909 م قشون روس در اينموقع بعدهء سه هزار نفر در انزلى ( پهلوى فعلى ) پياده شدند و بنابراين ، وضعيت عمليات فورى را ايجاب ميكرد ، چه براى مليون نهايت درجه مهم و حياتى بود كه قبل از اينكه در اين نمايش ظاهر شوند شاه را از سلطنت خلع كنند . بين دو دسته در 11 و 12 ژوئيه زدوخورد و مصادمات غيرقاطعى بوقوع پيوست . بالاخره در شب هنگام مليون از خط جبههء سلطنت‌طلبان كنار كشيده و بدون اينكه با مقاومت جدى روبرو شوند راه تهران را پيش گرفتند . شاه در روز از يك مسافت يك ميلى پايتخت را به منظور حملهء مقدماتى بتوپ بست و تا سه روز شليك زياد ولى نامرتب دوام داشت كه به آسانى دفع شد . در 16 ژوئيه محمد على شاه وقتى ديد كه بازى را باخته است در سفارت روس تحصن گزيد و خلع او توسط فاتحين رسما به عمل آمد . بدين ترتيب اين لشكركشى فوق العاده خاتمه يافت . بطوريكه برون تذكر ميدهد اين جنگ كاملا از هرحيث مشابه با جنگى بود كه يكسال پيش در تركيه بوقوع پيوسته بود . اين مسئله كه مليون در صدد تعقيب و اذيت و آزار سلطنت‌طلبان برنيامدند بر حيثيت و اعتبار آنها افزود و البته آنها هم بلافاصله از شاه مخلوع بناى بدگوئى و مذمت و انتقاد را گذاشتند . براى حفاظت جان و مال اتباع اروپائى در اينموقع كوشش قابل ملاحظه و موفقانه‌اى به عمل آمد . در خاتمه بايد يادآور شد كه دولت روسيه خلع محمد على شاه را قبول نمود و چون ناامنى و نيز تخطى و دست‌درازى نسبت به اتباع روس به عمل نيامد نيروهاى آنها بتدريج عقب نشستند . در خاتمه مناسب ميدانم كه اين فصل را با اشعار تفريحى زير خاتمه دهم .