سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
571
تاريخ ايران ( فارسى )
بالاخره شاه نمايندهاى به حضرت عبد العظيم فرستاد و به مردم دستور تفرقه داد ، ولى مردم مقاومت كردند . شاه در محظور افتاد و آخر الامر شاه تسليم مردم شده نامهاى به آنها نوشته قول داد كه عين الدوله را از كار انداخته و يك عدالتخانهاى تأسيس نمايد . سران انقلاب با اين نامه در كالسكههاى سلطنتى به تهران مراجعت نمودند . بدينطريق بست اول به نفع مردم بپايان رسيد ، ولى تا اين تاريخ هرگز تقاضاى اعطاى مشروطيت نشده بود . مهاجرت به قم . سال 1906 م . اختلاف و نفاق بين آخوندها و پيشوايان ملى و اجتماع عدهاى از اشخاص طرف اعتماد برعليه مشروطيت دولت را بر آن داشت تا تصور نمايد خطر انقلاب مشروطيت از ميان رفته است . بدين ترتيب دولت كوچكترين قدمى براى اجراى فرمان مشروطيت برنداشت . تنها در اعلاميهاى كه منتشر گرديد شاه وعده داد كه به تشكيل محاكم دادگسترى ، تدوين قانون اساسى و شوراى اصلاحات كشورى اقدام نمايد . در بهار سال 1906 از طرف مردم عريضهاى به شاه تقديم شده و تقاضا نمودند تا اعليحضرت به وعدههائى كه در دستخط شاهانه داده بود دستور اجرا صادر نمايند . در اواسط ماه مه مظفر الدين شاه سكتهء ناقص كرد و عين الدوله كه در اين موقع كليهء اختيارات را در دست داشت سياست اختناق را بموقع اجرا گذارد . سيد جمال از وعاظ درجهء اول تهران به قم تبعيد شد . سيد محمد از مخالفين عين الدوله توقيف گرديده ولى مردم ازدحام نموده در نتيجهء تيراندازى كه منجر به قتل يك طلبه گرديد آقا سيد محمد مجتهد آزاد گرديد . تشييع جنازهء اين طلبه كه بدست قواى نظامى قربانى شده بود باعث اغتشاش بيشترى شد كه منجر به مرك 15 نفر ديگر گرديد . از اين به بعد مسجد جمعه محل دومين بست شد . طولى نكشيد كه قواى دولت از رسيدن خواربار به آنجا جلوگيرى نمودند و مشروطهطلبان در صدد مهاجرت به قم برآمدند . بالاخره دولت به مجتهدين اجازه داد تنها به قم مهاجرت نمايند . در راه علما يادداشتى به شاه نوشته و اظهار نمودند كه اگر شاه وعدههاى خود را انجام ندهد دسته جمعى ايران را ترك خواهند