سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
569
تاريخ ايران ( فارسى )
مظفر الدين شاه پيه عبور از تنگهء آبهاى انگلستان را كه از آن بىاندازه وحشت داشت بر تن ماليد ، بدين خيال كه مانند پدر خود بدريافت « نشان بند جوراب » « 1 » مفتخر گردد . دولت انگليس در اين سفر يك تصوير ادوارد پادشاه انگلستان را كه در الماس نشانده بودند به شاه ايران داد . مظفر الدين شاه از قبول آن امتناع نموده و با كمال ياس خاك انگلستان را ترك گفت . شاه ايران از اين سفر رنجيده خاطر بود و به همين لحاظ نيز در سال بعد يك هيئت فوق العاده براى اهداء « نشان بند جوراب » بايران اهدا گرديد . اتفاقا و شايد هم عمدا اسرار تعرفهء جديد گمركى كه مدتها مخفى نگاه داشته شده بود درست در ايامى كه هيئت نشان بند جوراب در تهران بود بوسيلهء دولت روس افشاء گرديد . ايران قبل از انقلاب مشروطيت قبل از ذكر وقايعى كه منجر به اعطاى مشروطيت ايران . گرديد در اينجا قسمتى از يادداشتهاى سفارت انگليس « 2 » راجع به وضع ايران قبل از مشروطه را نقل ميكنيم . « مدتها بود كه وضع ايران روزبروز تحملناپذيرتر ميشد . شاه كاملا در دست يك دسته از درباريان فاسد بود كه از يغماى دولت و كشور اعاشه مينمودند . ثروتهائى كه شاه از پدر به ارث برده بود و همچنين بيشتر منابع ثروت سلطنتى و ملى را شاه خرج كرده و ناچار مجبور به توسل به استقراض از دول بيگانه شده بود و آن پولها را تماما يا خرج مسافرتهاى اروپا نموده و يا با درباريان خود تبذير نموده بود . هرساله كسر عوائد مشهود بود و كسر بودجه روزبروز افزايش مىيافت . « دولت ايران تصور ميكرد با انتخاب اين صدراعظم جديد از قيد نظارت دول بيگانه آزاد خواهد بود . اولين قدم او هم ظاهرا اقدام به بعضى اصلاحات اقتصادى و در نتيجه بىنيازى از استقراض از دول خارجى بود . اما همين كه بر مسند خويش استقرار يافت معلوم گشت منظور اساسى و اصلى او استفادهء شخصى است . اين صدراعظم با مشاور شاه تبانى نموده و مشاغل حكومت را به معرض فروش ميگذاشتند . گندم و جو احتكار و به قيمت
--> ( 1 ) - Order of the Garter ( 2 ) - مراجعه شود به كتاب آبى شمارهء 1 سال 1909 صفحهء 2 . ( مؤلف )