سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

563

تاريخ ايران ( فارسى )

ولى اينها تنها وسيلهء اشاعهء تعليمات اروپائى در ايران نبود ، زيرا ، در همين اوان ناصر الدين شاه مدرسهء عالى دار الفنون را براى جوانان طبقات عاليهء ايران تأسيس و در آنجا معلمين اروپائى از كشورهاى مختلف تدريس مينمودند . بعلاوه ورود هيئت‌هاى نظامى سبب شد كه اعضاى آنها جوانان ايرانى را تحت تأثير قرار داده و بالاخره نفوذ كارمندان بانك و كنسولگريهاى انگليسى كه در تمام نقاط ايران پراكنده بودند نيز تأثير عمده در روشن ساختن افكار عمومى ايران داشته است . اما ايرانيان كه شيفتهء تمدن اروپائى بودند عقيده داشتند كه بايد از تشكيلات عالى آنها تقليد صرف نمود ، بدون اينكه كوچكترين تغييرى در روش حكومت خود بدهند . طبقهء محدود منور الفكر تمام هم خود را مصروف مذهب ، ادبيات و فلسفه مينمود . در حقيقت نميتوان گفت كه منشأ جنبش مشروطه‌خواهى در ايران فقط از آخرهاى قرن نوزدهم سرچشمه گرفته است . ناصر الدين شاه با آنكه شخصا شيفتهء مسافرت باروپا بود و در آنجا هم با احترام تمام پذيرائى ميشد اتباع كشور خود را از مسافرت باروپا بازميداشت و حتى فرزندان خود را نيز اجازه نميداد كه در خارجه تحصيل نمايند . اين نظر شاه از موقعى كه ( سال 1876 م ) جنبش مشروطه‌خواهى تركيه منجر بعدم موفقيت گرديد قوىتر شد و از آن تاريخ تا آخر دوران سلطنتش سعى مينمود ايران را در يك حالت عقب‌افتاده‌اى نگاه دارد . شاه ايران نسبت به اين مسئله بىنهايت مصر بود و معروف است كه يك بار گفته بود « من مايلم درباريان من بىهوش و بىاطلاع باشند و حتى ندانند بروكسل نام شهر است يا كلم . » او اروپائيان را دوست ميداشت ، اما مىترسيد كه عقائد آنها مانند شراب تازه‌اى باشد كه در كالبدهاى پير اثر مىبخشد و البته شاه ايران در اين قضيه حق داشت و از نقطهء نظر منافع شخصى او البته همينطور بود . در اواخر دوران سلطنت وى ، شاه ايران و همچنين امين السلطان و رقيب او نايب السلطنه فرزند محبوب شاه مملكت ايران از هرطرف بوسيلهء دستگاه سلطنت مورد استثمار قرار گرفته بود . ايرانيان با چشم تنفر مشاهده