سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
507
تاريخ ايران ( فارسى )
به چوب بستند . پس از اين تنبيه مخصوص قضايا كما ينبغى شرح داده شد و سردار افغانى بر مسند امارت هرات جلوس نمود . بنابراين ايران با وجودى كه شكست خورده بود ميتوانست كه هم طبق شرائط معاهدهء پاريس عمل كند و هم بوسيلهء سلطان احمد خان بر هرات حكمرانى نمايد . سلطان احمد خان حتى تهران پايتخت را ديدار كرده و از صاحب اقتدار بخشندهء خود شاه خلعت گرفته بود . فهميدن اين مسئله مشكل است كه چرا دولت بريتانيا در تسليم اين شهرستان به دوست محمد اصرار نميورزيد و چنين به نظر ميآيد كه ايران باهوش و زرنگ بر طرف معامله بريتانيا پيشى جسته است . در ظرف اين مدت انتقال يا عبور و مرور ، هيئتى از افسران بريتانيائى از ميسيون تهران به هرات فرستاده شد . اما امير افغانى به كمك معنوى انگلستان كه عبارت از شناسائى و موافقت باشد و نيز چيزهاى جزئى ديگر قانع نبود . يك ميسيون روسى در تحت خانيكوف كه در سال 1858 به آنجا آمد چندان موفقيتى كسب نكرد . افغانها مجازات و صدماتى كه دوست محمد بواسطهء پذيرائى از ويتكاويچ ديده بود به ياد داشتند و بعلاوه دولت ايران بهيچوجه حاضر نبود كه ببيند كه نفوذ روسيه بر هرات غالب آيد . در نتيجه ميسيون خانيكوف نيز بعدم موفقيت مواجه شد . برقرارى نفوذ ايران در ناحيهء ساحلى خليج فارس مكرر در اين كتاب خاطرنشان نموديم كه ايران هيچوقت يك دولت معظم دريائى نبوده است . نادر شاه همانطور كه در فصل هفتاد و دوم ذكر شد براى برقرارى نفوذ خود در خليج فارس كوشش به عمل آورد ، ولى چون از مشكلات گذاشتن مستحفظ و پادگان در بنادر اين خليج باخبر بود ناحيهء بندرعباس و جزائر هرمز و قشم را بشيخ قبيلهء بنى معن واگذار نموده و در مقابل از او يك خراج ساليانهاى دريافت مينمود . در اواخر قرن هيجدهم يك حاكم جنگجوى عمان بنام سلطان بن احمد « 1 » مشغول فتوحات خارجى شده چاه بهار اولينبار فتح شد و بعد قشم ، هرمز ، بحرين و بالاخره بندرعباس را باطاعت درآورد . در سال 1798
--> ( 1 ) - رجوع شود به كتاب « امامهاى عمان » تأليف بدجر صفحهء 226 ( مؤلف )