سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
490
تاريخ ايران ( فارسى )
شورش سالار در ايران تركهاى آذربايجان نقش مهمى را در سياست بازى ميكنند . وليعهد مطابق رسوم « 1 » جارى در اين استان حكمرانى مىكند تا وقتى كه نوبت سلطنت به او برسد و بايد بر تخت جلوس نموده به تهران حركت كند ، در حالى كه اتباع و اجزائى كه دورش را گرفتهاند از تركها تشكيل يافته و زبان مادرى آنها تركى است . آرتش ايران نيز محققا قسمتى كه زيادتر از همه محل وثوق مىباشد از اين استان گرفته مىشود و همچنين افراد و اجزاء توپخانه از همين استان تهيه ميشوند . در نتيجه كار به جائى رسيد كه سلسلهء قاجاريه با اين تركها شناخته شده و در بسيارى از شورشها و طغيانهائى كه واقع شده بواسطهء كينه و بغض اين پادگان غريبه بوده است ، چه اهالى آذربايجان خيلى كم به فارسى تكلم ميكنند . در اواخر سلطنت محمد شاه يكى از خوانين جوان قاجار بنام سالار فرزند آصف الدوله سر بطغيان برداشت . اين شخص بسيارى از رؤساى خراسان را تحريك نمود كه به او ملحق شوند ولى آنها ويرا ترك گفتند ، ناچار او با جعفر قلى خان رئيس ايل بجنورد به تركمنها پناه برد ، اما به زودى اين دو ياغى بخراسان بازگشته و بجنورد را مجددا تصرف نمودند ، ولى باز دوباره مورد حمله واقع شده و براى بار دوم فرار نمودند . در اين بار جعفر قلى خان به يار محمد خان حاكم هرات پناهنده شد . مرگ محمد شاه به اين مدعى تاجوتخت فرصت جديدى داد و چون مردم از تركها نفرت داشتند به زودى تمام سران خراسان به اين خان جوان كه داراى شخصيتى جذاب و داراى شجاعت و شهامت بسزائى بود پيوستند . يار محمد خان دو هزار سوار به امداد حمزه ميرزا فرمانفرماى خراسان به مشهد آورده و حمزه ميرزا هم در مقابل قول داده بود كه بيست عراده توپ و دو پست سرحدى در ازاء اين خدمت به او بدهد ، ولى نيروهاى سالار خيلى قوى بودند . بنابراين فرمانفرما مجبور به تخليهء شهر شده و بسوى مرز افغان عقب نشست . در همين موقع سلطان مراد ميرزا با شش هزار پيادهنظام از تهران بخراسان وارد شد . سالار خودش اساسا براى اينكه رئيس بجنورد او را ترك كرده بود مجبور
--> ( 1 ) - اين رسم فقط در دورهء قاجاريه بود و برطبق آن عمل ميشده است ( مترجم )